قبل از پياده كردن مسئلهى « انقلاب نسبت » در مانحن فيه ، ابتداء لازم است به توضيح مثالى پيرامون اين مسئله بپردازيم :
همانگونه كه در مباحث علم اصول فقه بيان شده است ، اگر در يك موضوع دو دليل در اختيار داشته باشيم ، نسبتِ بين آن دو دليل يكى از نِسَب اربعهاست ؛ امّا اگر بجاى دو دليل ، دليل سومى نيز در اين بين ، وجود داشته باشد ، بواسطهى اين دليل سوم ، « نسبت » بين دو دليل ، « انقلاب » پيدا مىكند ؛ يعنى :
* اگر اين سه دليل را به يك نحو ملاحظه نماييم ، بين آنها يك نسبت از نسب اربعه وجود دارد .
اما :
* اگر اين سه دليل را به نحو ديگرى ملاحظه كنيم ، آن نسبت اوليه ، به نسبت ديگرى انقلاب پيدا خواهد كرد .
به عنوان مثال چنانچه مولا :
- ابتداء در دليل اول بگويد : « أكرم العلماء » ؛
- سپس در دليل دوم بگويد : « لاتكرم العلماء » ؛
- آنگاه در دليل سوّم بگويد : « لاتكرم النحويين » .
در اين مثال ، نسبتِ بين دليل اوّل و دليل دوّم « تباين » است ؛ امّا اگر دليل اوّل بوسيلهيدليل سوم تخصيص زده شود ، نتيجهيآن وجوب اكرام علماى غير نحوى خواهد شد يعنى : « أكرم العلماء غير النحويين » در اين صورت بعد از تخصيص ، نسبت دليل اوّل با دليل دوّم از « تباين » به « عموم و خصوص مطلق » انقلاب پيدا مىكند .
آيت الله بحرالعلوم ( رحمه الله ) در كتاب « بُلغة الفقيه » مىفرمايد : بعضى از معاصرين ما اين « توهم » را داشته و از اين راه وارد شدهاند ؛ حال مناسب است به اصل كلام ايشان كه در مقام « بيان توهم » و « دفع » آن مطرح شده توجه فرماييد :
« نعم ربما يتوهم فى المقام ، بل قد توهمه بعض المعاصرين ، تخصيص المطلقات به غير ذات الولد مع قطع النظر عن مقطوعة ابن أذينة بدعوى اقتضاء الترتيب فى علاج
الاخبار المتعارضة و ذلك ، بتقريب أن الاخبار الامرة بإرثها مطلقا من كل شىء ، مخصصة - أولا -
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 324
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٢٤