مىكند ، چيست ؟ و امام ( ع ) در جواب سائل مىفرمايد : « لَهَا نِصْفُ الصَّدَاقِ وَ تَرِثُهُ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ » - نمىتوان بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج فرزند
* دارد ، بلكه مورد آن جايى است كه دخول صورت نگرفته و زن از مرد فرزند نداشته باشد .
نتيجهياشكال اول دلالى مقطوعهى ابن اذينه اشكال اول دلالى وارد بودهو قابل جواب نيست ؛ زيرا نمىتوان روايتى را كه موردش « عدم وجود فرزند » است را بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج ، فرزند دارد !
دومين اشكال دلالى مقطوعهيابن اذينه مستشكل « 1 » با طرح اين اشكال مىفرمايد :
« 2 » اگر مقطوعه ابن اذينه را قرينه قرار دهيم بر اينكه روايات مانعه بر موردى حمل شوند كه : « زوجه از زوج ، فرزند ندارد » ؛ اين اشكال بوجود مىآيد كه چنين حملى ، از موارد « حمل بر فرد نادر » است ؛ به اين بيان كه :
حمل تعداد زيادى از روايات مانعه بر فرد نادرى همچون « زوجه بدون ولد » صحيح نيست ؛ زيرا بطور معمول ، مرديكه مىميرد ، از همسرش ، فرزند يا فرزندانى دارد ، البته چه بسا ممكن است موارد نادرى وجود داشته باشد كه زوجه از همسر ميّتش ، فرزند نداشته باشد ؛ ولى نمىتوان اين مورد نادر را محور حمل اين تعداد روايت قرار داد .
به اصل عبارت ايشان توجه فرماييد :
« ان تخصيص عمومات الحرمان بصحيحة ابناذينة يوجب حمل تلك العمومات او الاطلاقات على النادر ، اذ قلما يتفق عدم كون المراة ذات ولد » « 3 »
هامش
( 1 ) . ظاهراً منظور حضرت آيت الله سيد محسن خرازى دامت بركاته است
( 2 ) . ظاهراً منظور حضرت آيت الله سيد محسن خرازى دامت بركاته است
( 3 ) . ر . ك . به : ارث الزوجة ، آيت الله سيد محسن خرازى ، ص 115 ، به نقل از مجله فقه اهل بيت شماره 46 ص 28 .