تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
- طائفه‌ى اول ياروايات مانعه و نافيه : رواياتى كه دلالت بر حرمان زوجه مىكنند - و به عبارت ديگر ، بر ارث نبردن زوجه ، از ما ترك زوج ، دلالت مىنمايند . - طائفه‌يدوم ياروايات مورثه : رواياتى كه دلالت بر عدم حرمان زوجه مىكنند و به عبارت ديگر ، بر ارث بردن زوجه از جميع ما ترك زوج ، دلالت مىكنند . روايات مانعه ، بر موردى حمل مىشوند كه : « زوجه از زوج ، فرزند ندارد » . و نيز : - روايات مورثه ، بر موردى حمل مىشوند كه : « زوجه از زوج ، فرزند دارد » . بياناشكال اول دلالى مقطوعه‌ى ابن اذينه اشكال فرض فوق اين است كه : اساساً چنين جمعى ، « قبيح » و « مستهجن » است ؛ زيرا موجب « اخراجِ مورد » مىشود ؛ به اين بيان كه ، در ميان روايات مورثه : * اولين روايت را مىتوان بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج فرزند دارد ؛ يعنى ، موثقه‌ى « ابن ابى يعفور » كه مىگويد : « يَرِثُهَا وَ تَرِثُهُ ( مِنْ ) كُلِّ شَىْءٍ تَرَكَ وَ تَرَكَتْ » « همان‌طور كه زوج از همه ما ترك زوجه ارث مىبرد ، زوجه نيز از جميع ما ترك زوج ارث مىبرد » . اما : * دومين روايت رانمىتوان بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج فرزند دارد ؛ زيرا مورد آن جايى است كه زوجه مدخولهنبوده و از زوج فرزند نداشته باشد ؟ ! يعنى ، معتبره‌ى « عبيد بن زرارة » و « عبد الملك بقباق » را - كه در آن ، از امام ( ع ) سؤال مىشود : تكليف مردى كه در مرضِ موت ، زوجه‌اى اختيار *