اين سؤالات نشان مىدهد مسئلهى عدم فرق بين ذات ولد و غير ذات ولد نزد ايشانواضح بوده ؛ زيرامسير سؤالاتشان بگونهى ديگرى بوده است ؛ حال به دو سؤال كه يكى در طائفه اول روايات و ديگرى در طائفه دوم ، آمده توجه فرماييد :
- سؤال موجود در روايت سوم از روايات هفدهگانه باب ششم
در اين روايت ، جناب « مُيَسِّر بَيّاع زُطِّى » از امام صادق ( ع ) سؤال مىنمايد كه : زنان ( همسران ) چه چيزى از ميراث را به ارث مىبرند ؟ « عَنِ النِّسَاءِ مَا لَهُنَّ مِنَ الْمِيرَاثِ ؟ » « 1 » در حالى كه اگر بين زوجه ذات ولد و غير ذات ولد فرقى وجود داشت ، بايسته بودسائل آن را از امام ( ع ) مىپرسيد ؛ بنابراين ، از عدم سؤال سائل مشخص مىگردد كه : اساساً فرقى بين ذات ولد و غير ذات ولد وجود نداشته است .
- سؤال موجود در روايت اول از باب هفتم ( موثقه ابن ابى يعفور )
در اين روايت ، سائل از امام ( ع ) مىپرسد : « يا اينكه مرد نيز ، بمنزله زن است و از ميراث چيزى ارث نمىبرد ؟ « اوْ يَكُونُ ( فِى ) ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْمَرْأَةِ فَلَا يَرِثُ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً ؟ » « 2 » آن طور كه از نحوه سؤال سائل بر مىآيد اين مسئله ، يعنى اينكه « زوجه از زمين ارث نمىبرد » ، نزد وى ، مانند روز روشن بوده كه اين گونه زوج را به زوجه تشبيه نموده است ؛ حال اگر منظور سائل ، زوجه غيرِ ذات ولد بود ، مىبايست آنچه را كه در ذهنش مىگذشت رااز امام ( ع ) مىپرسيد ، نه اينكه سؤالش را بر محور مسئلهى ديگرى مطرح بنمايد .
به هر حال ، از متن سؤالات مطروحه در اين دو روايت و برخى ديگر از آنها ، مشخص مىشود كه : « زوجه مطلقا يعنى چه ذات ولد و چه غير ذات ولد - از زمين
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : همان ، ج 26 ، ص 207
( 2 ) . ر . ك . به : همان ، ج 26 ، ص 213 .