ايشان در كتاب « المقتصر فى شرح المختصر » مىفرمايد :
« و فى رواية و يخاط بطنها ؛ أقول : الرواية إشارة الى ما رواه الشيخ ( رحمه الله ) عن ابن ابى عمير عن ابن أذينة يخرج الولد و يخاط بطنها و هى مقطوعة . . . » « 1 » و در روايت و شكم مادرش دوخته مىشود ؛ مىگويم [ اين ] روايت اشاره دارد به آنچه شيخ آنرا روايت كرده از ابن ابى عمير از ابن اذينه بر اينكه فرزند بيرون آورده مىشود و شكم مادرش دوخته مىشود در حالىكه اين روايت مقطوعه است . . .
نتيجهى مناقشهى دوم
اين قرينه هم نقض شد ، لذا ديگر قابل استناد نيست .
مناقشاتاربعه بر قرينه سوم محقق شعرانى ( رحمه الله )
در مقام رد اين قرينه كه فرمودند : « چگونه مىشود يك عبارت در جوامع عظام روايى باشد ولى روايت نباشد ؟ » چهار مناقشه وجود دارد :
* اولًا : اين استدلال محقق شعرانى ( رحمه الله ) صحيح نيست ؛ زيرا ، خود مرحوم شيخ طوسى ( رحمه الله ) در كتاب « الإستبصار فيما اختلف من الأخبار » فرموده است : « آنچه در اين كتاب آوردهام مورد پسندم نبوده است » .
« ثم اعَقِّبُ بما يخالِفُها من الاخبار » « 2 » . . . و پس از آن ، اخبار و رواياتى را كه مخالف فتوايم مىباشد را تعقيب مىكنم
البته قبلًا نيز بيان شد كه مرحوم علامه حلى ( رحمه الله ) در كتاب « مختلف الشيعة » فرموده است كه : اين عبارت مرحوم شيخ ( رحمه الله ) در « الاستبصار » اشعار دارد بر اينكه با آن موافق نبوده است .
« و هذا القول من الشيخ ( رحمه الله ) فى الاستبصار يشعر بأنّه لا يرتضيه » « 3 » اين نظريه از جانب شيخ طوسى ( رحمه الله ) در كتاب استبصار مشعر به عدم رضايت ايشان
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : المقتصر من شرح المختصر ، جمال الدين حلى ( رحمه الله ) ، ص : 56
( 2 ) . ر . ك . به : الاستبصار فيما اختلف من الأخبار ، شيخ طوسى ( رحمه الله ) ، ج 1 ، ص : 3
( 3 ) . ر . ك . به : مختلف الشيعة فى أحكام الشريعة ، علامه حلى ( رحمه الله ) ، ج 9 ، ص : 56 .