مغيرة » نقل مىكنند و سپس مىفرمايند :
« مع أنّها مقطوعة غير منسوبة إلى المعصوم و لعلّه فتواه » . « 1 » اين كلام ، مقطوعه و غير منسوب به معصوم ( ع ) است و چه بسا فتواى رفاعة باشد .
* رابعاً : با ملاحظه كتب فقهى و روايى ، به روايات مقطوعهى فراوانى برخورد مىكنيم كه فقهاءتقريباً در اكثريت موارد - يعنى بيش از نود درصد - ، به آنها عمل نكردهاند ؛ لذا چنانچه بخواهيم بنا را بر پذيرش مقطوعهى ابن اذينه در ما نحن فيه بگذاريم ، پس بايد حجيّت ساير مقطوعهها را نيز پذيرا باشيم و بگوييم : بالاخره هر راوى يا خودش مصاحب امام ( ع ) بوده و يا از كسى شنيده كه او مصاحب با امام ( ع ) بوده است ؛ بنابراين با اين رويكرد ، ديگر چه فرقى ميان مقطوعه ابن اذينه و ساير مقطوعهها وجود دارد ؟
ذيلًا چهار مورد از روايات مقطوعهاى كه در كتب روايى نقل شده را متذكر مىشويم :
الف : مقطوعهى « هِشام بن سالم »
اين مقطوعه در باب « ديهاعضاء و جوارح » در كتاب « تهذيب الاحكام » آمده و حاصل آن چنين است كه بيان مىكند : اگر كسى به اعضاى دوتايى در بدن انسان همانند چشم و گوش ، آسيب برساند ، در اين صورت در هر دوى آنها ديه كامل است ؛ البته مشهور فقهاء نيز همين قول را اختيار كردهاند .
به اين مقطوعه توجه فرماييد :
« الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ : كُلُّ مَا كَانَ فِى الْإِنْسَانِ اثْنَانِ فَفِيهِمَا الدِّيَةُ وَ فِى أَحَدِهِمَا نِصْفُ الدِّيَةِ وَ مَا
كَانَ وَاحِداً فَفِيهِ الدِّيَةُ » « 2 » حسين بن سعيد از محمد بن خالد از ابن ابى عمير از هشام بن سالم ، فرمود : هر عضوى
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : كتاب الطهارة ، امام خمينى ( رحمه الله ) ، ط - حديثى ، ج 2 ، ص 190
( 2 ) . ر . ك . به : تهذيبالأحكام ، شيخ الطائفة ( رحمه الله ) ، ج 10 ، ص 258 .