عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم « 1 » نتيجهى مناقشهى اول
با توجه به استدلال ياد شده ، به اين نتيجه مىرسيم كه : اولين قرينهاى كه مرحوم حسينى عاملى ( رحمه الله ) مطرح نمودند ، صحيح نبوده و نمىتواند مورد قبول قرار گيرد ؛ از اين رو ، ديگر شأنيتى براياينكه قرينه واقع شود را ندارد .
مناقشه بر قرينهى دوم محقق عاملى ( رحمه الله )
براى رد اين قرينه ، تنها به عبارت مرحوم شيخ نجاشى ( رحمه الله ) در كتاب « رجال النجاشى » دربارهى « محمد بن احمد بن يحيى » بسنده مىنماييم كه مىفرمايند :
« أبو جعفر كان ثقة فى الحديث إلا أن أصحابنا قالوا : كان يروى عن الضعفاء و يعتمد المراسيل و لا يبالى عمن أخذ » . « 2 » ابو جعفر در حديث ثقه است مگر اينكه بعضى از اصحاب ما درباره او گفتهاند : وى از ضعفا حديث نقل مىكرده و به مراسيل اعتماد مىكند و براى او مهم نيست كه روايت را از چه كسى اخذ مىكند .
پس ، اينكه مرحوم حسينى عاملى ( رحمه الله ) فرمودند : « روات ياد شدهاز جمله افرادى هستند كه تا براى آنها مسلم نبوده كه كلامى روايت است ، آن را نقل نمىكردند » ، استدلالى است كه مواردى بر نقض آن يافت شد .
نتيجهيمناقشهى دوم
با عبارتى كه از مرحوم شيخ نجاشى ( رحمه الله ) نقل شد ، قرينه دوم صاحب كتاب « مفتاح الكرامة » مورد خدشه قرار مىگيرد ؛ لذا اين قرينه نيز از دايره استدلال خارج مىگردد .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : همان ج 31 ، ص 353
( 2 ) . ر . ك . به : رجال النجاشى ، شيخ نجاشى ( رحمه الله ) ، ج 1 ، ص 348 .