هذا مع أنا قد بينا أنه يجب عليكم إثبات الرباع فى التركات المعروفات للازواج حتى يصح احتجاجكم بالعموم فأنى لكم بذلك و لن تقدروا عليه إلا بالدعاوى المعرات من البرهان » . « 1 »
اى شيخ تو تخصيص عموم قرآن را انجام دادهاى و امامان تو قبل از تو اين چنين كردند بلكه حكم آيه ارث را در مورد ازواج پيامبر رفع نموديد و انسان را از بركات ميراث او محروم كرديد ؛ بطور كلى و همه چيز را بر آنها حرام كرديد آن هم به خبر واحدى كه قرآن آن را نقض مىكند و آن چيزى است كه صاحب شما از پيامبر نقل كرده كه پيامبر فرموده : « ما پيامبران ، چيزى به ارث نمىگذاريم و آنچه باقى مىگذاريم صدقه است » ؛ پس با اين ، قول خداوند را رد كردند كه فرمود : و سليمان وارث داوود شد و نيز فرمود : مرا از نزد خود فرزندى عطا كن و نيزاز خاندان يعقوب ارث ببرد و پروردگارا ! او را پسنديده گردان و براى فرزندان ذكور سهمى از ما ترك ابوين و خويشان است و براى فرزندان اناث نيز سهمى از تركه ، چه مال اندك باشد و چه بسيار نصيب هر كسى از آن تركه ( در كتاب حق ) معين گرديده است و فرمودسهم ارث زنان ربع تركه شما مردان است اگر داراى فرزند نباشيد و چنانچه فرزند داشته باشيد ثمن خواهد بودو با اين كار قصدشان منع فاطمه زهرا بود كه از پدرش ارث ببرد ؛ در حالى كه ما روشن نموديم : عموم قرآن اين ارث برى را ايجاب مىكند و ظاهر قول خداوندچنين حكم مىكند : حكم خدا در حق فرزندان شما اين است كه پسران دو برابر دختران ارث برند و آنها صديقه طاهره را هم رديف قاتلى قرار داده است كه از پدرش به خاطر جرمش ممنوع شده ؟ ! و [ هم رديف ] ذميهاى [ قرار داده ] كه بخاطر كفرش ارث نمىبرد و [ هم رديف ] بردهاى [ قرار داده ] كه به بندگى در آمده و بخاطر برده بودنش ممنوع از ميراث شده ؛ پس چه افتراء عظيمى است بر خدا ؟ و رد كتاب اوست ؟ ! در حالىكه از اين ، هيچ گونه لرزشى بر اندام شما نيفتاد و . . . . پس چون از
پيامبر از طريق عترت او چنين خبر رسيد به اينكه زوجهها از مالك شدن رباع منع شوند و بجاى آن قيمت آجر و آلات بناء را به آنها بدهند شما آن را خلاف قرآن قرار داديد و آن را خروج از اسلام قرار داديد ؟ ! كه جرات بر خدا و عناد بر اولياء او كرده باشيد .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : المسائل الصاغانية ، شيخ مفيد ( رحمه الله ) ، ص 100 .