شنيدم كه ايشان فرمود : «
إنّا نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ [ ؟ ! ]
» « 1 » ( ) ملاحظه مىكنيد كه شما چگونه با چنين خبرِ بىپايه و اساسى ، عموم آيهى مذكور را تخصيص زدهايد ؟ !
شيخ مفيد ( رحمه الله ) در ادامه با خطاب قراردادن اهل سنّت ، مىفرمايد :
اساساً چه فرقى ميان :
* استدلال شما كه مىگوييد : اين روايت را تنها ابوبكر از پيامبر ( ص ) نقل كرده است ؟ !
و :
* استدلال اماميّه كه مىگويند : تمام رواياتِ در مسئلهى ارث زوجه را اهل بيت پيامبر : از وجود گرامى پيامبر اسلام ( ص ) نقل كردهاند ، وجود دارد ؟ !
البته حقيقتاً يك فرق اساسى وجود دارد و آن اينكه : اخبار اماميّه در « حد تواتر » است و اخبار شما در « يك خبر واحد غير صحيح السند » خلاصه مىشود ، كه شما بواسطهى چنين خبر غير صحيح السندى كه به پيامبر ( ص ) نسبت دادهايد ، عموم « قرآن » را تخصيص زدهايد ؟ !
البته ، مقصودناقلين از نقل حديث جعلى فوق ، اين بود كه مىخواستند حضرت صديقهى طاهره ( ع ) را از فدك ، كه ارث پدر بزرگوارشان بود منع كنند ؛ يعنى هدفشان اين بود كه بگويند همانطور كه فرد قاتل ، ذمى و كافر ، از ارث والدين ، ممنوع است ، همانطور نيز ، دختر گرامى پيامبر اسلام و سيّدهى زنان عالم ( ع ) از ارث والدين ممنوع است ؟ ! آيا شما غير از اين هدفى داشتهايد ؟
آرى ، حقيقت اين است كه شما دختر پيامبر ( ع ) را در گروه « قاتلان » ، « ذميان » و « كافران » قرار داديد و هدف اصلىتان غير از اين چيز ديگرى نبود ! ؟ با اين وجود ، شما نگران عموم « قرآن » و تخصيص آن بوسيله اخبار شدهايد ؟ !
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : الموطأ ، 27 : 2 ، 993 و صحيح مسلم 51 : 3 ، 1379 و سنن ابى داوود 2963 : 3 ، 139 .