به او گفته مىشود : « خدا گمراهيت را بيشتر كند و چشمانت را كور كند همانطور كه قلبت را كوركرده ؛ از كجا قول ايشان به آنچه توصيف نمودى انجاميد يا بخاطر آن كه ضياع نزد تو و درختان و نخلها و گياهان همان رباع است ، يا بخاطر غير اين مسئله ؛ پس اگر به آنچه توصيف نمودى انجاميد چون ضياع يعنى رباع و درختان و ميوههاى آن ؛ پس اين شايد به زبان تركى يا زنگى است ؛ اما به زبان عربى نيست ، بلكه اصلا كلمهاى از كلمات نيست و تو به اتهامى كه زدى خيال كردى كه رباع اسمى است براى آنچه ذكر كردى يعنى ضياع و چنانچه فايده اين لفظ را مىشناختى و مىدانستى براى چه آن را وضع كردى ، هيچگاه وارد نمىكردى ذ كر ضياع و باغ ها و درختان در آنچه آن را بر قوم انكار مىكردى ؛ يعنى منع زوجات از تملك رباع ؛ و شايد شايسته باشد كه از معناى اين لفظ آنچه وضع كردى [ را ] از اهل لغت سؤال كنى و سپس با بصيرت سخن بگويى ؛ لكن تو موفق نشدى اين كار را بنمايى و خدا اراده كرد كه تو را مأيوس كند و اينكه جهلت آشكار شد براى عنادى كه در دين دارى ؛ رسوايى از جانب خدا بود . و رباع در نزد اهل لغت همان خانهها و مساكن خاص است پس غير از اينها دخلى در رباع ندارد اين را بفهم اگر عقلى برايت مانده كه اشياء را بفهمى .
در پايان اين بحث و پس از تحرير محل نزاع و بيان پيشينهى مسئله ، لازم است پيرامون موضوع مورد نظر ، چند نكتهى مهم را يادآورى كرده و سپس به ادامه بحث ، كه همان بررسى اقوال متقدّمين و متأخّرين در دو نزاع ، بپردازيم .
يادآورى چند نكتهى مهم
1 . همانطور كه بيان شد ، مسئلهى ارث زوجه از زوج ، يكى از نزاعهاى مهم بين شيعه و سنى و از مسائل با اهمّيّت اعتقادى است كه جنبههاى علمى و عملى فراوانى دارد .
اهميت اين بحث از آن جهت است كه ، در رواياتى كه - در محل خود به آنها خواهيم پرداخت - اصحاب امام باقر و صادق ( ع ) از ايشان راجع به ارث زوجه سؤال مىنمايند ، پاسخ مىشنوند كه : « زوجه از زمين ارث نمىبرد » در اين حال ، راويمجدداً از امام ( ع ) مىپرسد : اگر اين نظر را براى مردم مطرح كنيم و آنها قبول نكنند چه بايد كرد ؟ كه حضرت ( ع ) با تأكيد مىفرمايند :