براى آن قائل شد ؛ زيرا ، نمىتوان احراز كرد كه آيا كلام معصوم ( ع ) است ؟ يا فتواى راوى ؟
به عبارت ديگر ، در مقطوعه ، « الاستناد الى الخبر » و يا « الاستناد الى الرواية » وجود ندارد .
بنابراين در ما نحن فيه ، اگر بپذيريم نظر مشهور قدما مطابق با مقطوعه مورد بحث باشد ، كه نيست ؛ به هر روى نمىتوان ، صرف فتوا و عمل مشهور را ، جابر ضعف اين مقطوعه دانست .
مضاف بر اينكه :
« 1 » اولًا : كبراى اين مسئله به خلاف نظر مرحوم آيت الله خويى ( رحمه الله ) - مورد قبول است ، يعنى در آنجا پذيرفتيم كه شهرت ، جابر ضعف سند است .
* ثانياً : تمام مرسلات كتاب « من لا يحضره الفقيه » حجيّت دارد .
بنابراين ، يكى از دو مبناى زير را بايد اختيار كرد تا بر اساس هر يك از اين دو مبنا بتوانيم به بررسى قرائن دال بر صحت آنها بپردازيم :
* مبناى اول : پذيرش شأن اين مقطوعه ، همانند شأن ساير مرسلات كتاب « من لا يحضره الفقيه » ؛
*
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : درس خارج اصول فقه استاد آيت الله محمد جواد فاضل لنكرانى دامت بركاته ، سال درسى 1387 - 1388 ه - ش ؛ و ن . ك . به : لوح چند منظوره رقمىDVD )درسهاى خارج استاد ، ناشر مركز فقهى ائمه اطهار . .