تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
ب . جواب مرحوم صاحب جواهر ( رحمه الله ) ؛ ايشانمىفرمايند : « و ليس هو كالمرسل المعلوم كونه رواية » « 1 » و اين مقطوعه همانند اخبار مرسل نيست كه روايت بودنش معلوم است . نتيجه : عدم شانيت مقطوعه براى استدلال از مجموع سخنان اين دو بزرگوار و سايرين بر مىآيد كه شأن و جايگاه روايت مقطوعه همانندشأن و جايگاه حديث مرسل و ضعيف نيست ؛ زيرا : - در خبر مرسل « 2 » و ضعيف ، اصل اسناد روايت به امام ( ع ) وجود دارد ، لذا عمل - مشهور ، جابر ضعف سند آن است ؛ ولى : - در خبر مقطوع « 3 » ، اصلًا موضوعى براى استناد وجود ندارد ، تا بتوان جابريتى -
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام ، آيت الله محمد حسن نجفى ( رحمه الله ) ، ج 39 ، ص : 211 ( 2 ) . مرسل يكى از اقسام روايات ضعيف است ؛ شهيد ثانى ( رحمه الله ) در كتاب « الرعاية » ، « مُرسل » را چنينتعريف مىكند كه : « هو مارواه عن المعصوم من لَمْ يُدْرِكه » ( ر . ك . به : الرعاية شهيد ثانى ( رحمه الله ) ص 136 و نيز ر . ك . به : مامقانى ، عبدالله ؛ مقباس الهداية ، ج 1 ، ص 340 - سيوطى ، جلال الدين ؛ تدريب الراوى ، ج 1 ، ص 195 ) يعنى مرسل ، روايتى است ، كهشخصى آن را از معصوم نقل كند در حالىكه او را درك نكرده است . البته مراد از « ادراك » ، تلاقى معصوم در همان حديث است ؛ بنابراين ، ممكن است صحابى ، از پيامبر حديث نقل كند و در عين حال ، حديث او مرسل باشد ؛ بدين معنا كه احاديث را از پيامبر ، ولى ازطريق صحابى ديگرى نقل كند . به عنوان مثال روايت ابن عباساز پيامبر ، اين‌گونه است ؛ زيرا وى هرچه از پيامبر ، روايت كرده ، از طريق امام عليو ساير صحابه شنيده است . ( ر . ك . به : الرعاية ص 136 ) البته مرسل در نزد فقهاى شيعه ، چنين معروف و مشهور است : روايتى كه تمام راويان زنجيره‌ى سند آن ، يا برخى از آن‌ها حذفشده باشد و يا به الفاظ مبهم و مجملى ؛ همچون « عن بعضٍ ، عن رجلٍ و . . . » آورده شدهباشد ( ر . ك . به : مقباس الهداية ج 1 ص 338 ) . ( 3 ) . مقطوع نيز همچون مرسل يكى از اقسام روايات ضعيف است ( ر . ك . به : الرعاية ، شهيد ثانى ، ص 135 و اصول الحديث ، سبحانى ، جعفر ، ج 112 و مقباس الهداية مامقانى ، عبدالله ، ج 1 ، ص 330 ) به روايتى گفته مىشود كه بعضى از راويان آن مجهول‌اند و يا متصل به معصومنباشند ؛ مرحوم صدر ( رحمه الله ) در كتاب نهاية الدراية از قول ابن ابى جمهور احسائى در رساله « كاشفة الحال عن أمر الاستدلال » نقل مىكند كه : « المقطوع ما كان بعض رواته مجهولًا أوكان غير معلوم الاتصال بالمعصوم » همان‌طور كه مشخص است تعريف ايشان دو بخش دارد ؛ در اصطلاح فقهامقطوع بهبخش دوم تعريف مرحوم صدر ( رحمه الله ) يعنى متصل نبودن به معصوم ، اطلاق مىشود وليبه بخش اول تعريف ايشان يعنى مجهوليت سلسله‌ى سند ، مرسله مىگويند . ( ر . ك . به : نهاية الدراية ، صدر ، حسن ، ص 198 و مقباس الهدايه ، ج 1 ، ص 330 ) و از اينكه بسيارى از علما هر دو تعبير را با يكديگر و يا به شكل عطف مىآورند ، دليل بر افتراق اين دو عنوان است ؛ پس مقطوع با مرسل فرق دارد و روشن است كه قطع ، باعثضعف حديث مىشود ؛ ولى اين‌گونه نيست كه هر روايت مقطوع ، معتبر نباشد ؛ زيرا ممكناست يك روايت ، مقطوعه باشد ؛ ولى جهتى در آن وجود داشته باشد كه موجب تقويت آن شود ؛ همان‌طور كه پاره‌اى از مضمرات و مرسلات حجت‌اند . ( ر . ك . به : برغانى ، محمدصالح ؛ غنيمة المعاد فى شرحالارشاد ، ج 7 ، ص 10 ) .