خصوص اين روايت ، مروى عنه را فراموش كرده باشد ؟ !
« 1 » قرينهى سوم بر روايت بودن مقطوعه
* اولًا : هيچ موردى وجود ندارد كه جناب « عمر ابن اذينه » فتواى خويش را نقل كرده باشد و اگر چنين عملى از وى مرسوم و متعارف بود ، احتمال داده مىشد كه اين مقطوعه نيز همانند آنها باشد .
* ثانياً : در هيچيك از كتب حديثى ، نقل قولى به عنوان فتوا از ابن اذينه مطرح نشده است ؛ لذا ، از مجموع اين احتمالات اطمينان پيدا مىكنيم كه اين مقطوعه ، حديث و كلام امام معصوم ( ع ) است ، نه فتواى راوى .
مناقشه بر قرينهى سوم
* اولًا : در صحت اين احتمالات و قرائن ، مناقشه وجود دارد و صِرف احتمالات مذكور ، موجب حصول اطمينان نمىشود .
* ثانياً : در اينكه آيا دليلى بر فتوا بودن اين روايت وجود دارد يا خير و يا آيا از ابن اذينه چنين عملى مرسوم و متعارف بوده است ؟ در مباحث بعدى به تفصيل ، بحث خواهيم كرد .
* ثالثاً : با توجه به ايرادات وارده قبلى و وجود كبرا - مبنى بر اينكه اساساً مقطوعه ، روايت نيست - به اين نتيجه مىرسيم كه مقطوعه ابن اذينه مشمول ادلهى حجيّت خبر واحد نمىشود .
بررسى دو مبنا پيرامون مقطوعهى ابن اذينه ، منشأ قول قائلين به فرق و قائلين به عدم فرق
با توجه به مطالب پيش گفته و تفحص در ميان اقوال علماء به اين نتيجه
مىرسيم كه ، درباره مقطوعهى ابن اذينه در ميان فقهاى بزرگوار متقدّم و متأخّر دو مبنا وجود دارد ، كه مقتضى است براى روشن شدن بحث ، ابتداء به دو مبناى ياد شده اشاره كرده و سپس به اقوال قائلين در هر يك از دو مبنا اشاره نماييم .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : رجالنجاشى ، ص 327 و نيز رجالابنداود ، ص 288