طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ « 1 » يعنى « فَانْكِحُواجميع طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ؟ ! ! »
* ايراد سوم : در بحث معانى الفاظ نبايد از لغت ، « استنباط » كرد ؛ بلكه بايد به « وضع » مراجعه كرد ؛ يعنى بدون استنباط از لغت بايد بررسى كرد كه آيا ، لفظ « ما » براى عموم وضع شدهاست يا خير ؟
بررسى دو احتمال دربارهى استفاده عموميّت از فراز مما تركتم
شايسته است براى دريافت نتيجه ، پيرامون استفادهى عموم يا عدم استفادهى عموماز آيه ، دو احتمال را مورد بررسى قرار دهيم :
- احتمال اول : از آيه استفادهى عموم نمىشود .
- احتمال دوم : از آيه استفادهى عموم مىشود .
بررسى احتمال اول : عدم استفادهيعموميّت از آيه
براى بررسى اين احتمال ، ابتداء بايد درباره هر يك از حروف و كلمات وارده در آيه ، به تفكيك ، دلائل را بيان نموده تا به نتيجه و تحليل صحيح رهنمون شويم :
الف : دربارهى موصول يا حرف « ما »
تعبير معروفى در السنهى ادباوجود دارد كه مىگويند : « الفاظ موصول از الفاظ مبهم است » و اساساً به همين خاطر ، موصول به صله احتياج دارد ؛ زيرا ، به
جهت « ابهام » ، دائماً از آن ، احتمالاتى قابل استخراج است ؛ يعنى در ما نحن فيه هم مىتوان آن را در « جميع ما ترك » استعمال نمود و هم در « بعض ما ترك » .
البته اين استعمال در هر دو صورت استعمال حقيقى خواهد بود ؛ زيرا ، در استعمال عرب موارد فراوانيقابل مشاهده است كه ، حرف « ما » را براى « شىء » استعمال مىكنند ؛ به عنوان مثال : عرب براى شىءاى كه از دور مىآيد ، مىگويند : « انظر الى ما ظهر » .
بنابراين ، نه از « حيث وضع » و نه از « حيث اطلاق » ، به جهت وجود
هامش
( 1 ) . سوره مباركه نساء ، آيه شريفه 36 .