« ابهام » ، نمىتوان ، از « ماى موصوله » ، عموميّت را استفاده نمود .
ب : دربارهيصله يا كلمهى « تركتم »
همانطور كه روشن است ، كلمهى « تركتم » از نظر لغوى ، دلالت بر عموم ندارد ؛ امّا مىتوان گفت « اطلاق » دارد به اين بيان كه : اگر مقصود شارع « بعض ما ترك » بود ، مىبايست كلمه « بعض » را قبل از آن ، بيان و ذكر مىفرمود ؛ لذا از عدم بيان اين كلمه مىتوان ، « جميع ما ترك » را استنباط نمود .
اشكالى كه مطرح مىشود اين است كه : اگر كلمهى « تركتم » دلالت بر عموم ندارد ، پس چگونه ، عموميّت از « اطلاق » استنباط مىشود ؟
جواب اين است كه : اگر احراز شود ، متكلم در « مقام بيان جميع يا بعض ما ترك » است ، در اين صورت اشكالى ندارد كه از عموم ، اطلاق استفاده شود .
آيه در مقام بيان چيست ؟
با عنايت به پاسخ فوق بايد روشن شود كه :
* آيا آيه ، در مقام بيان « ارث زوجه از جميع يا بعض ما ترك » است ؟
يا اينكه :
* آيا آيه صرفا در مقام بيان « سهم الارث » زوجه است ؟
از بررسىهايى كه در بحث قبل انجام شد به اين نتيجه مىرسيم كه آيه ، از جهت محروميّت يا عدم محروميّت زوجه از جميع يا بعض ما ترك ، در مقام بيان
نيست ؛ بلكه آيه صرفاً در مقام بيان « ميزان و سهم الارث زوجه » است ، آن هم در موارد فرزند دار بودن و نبودن روجه .
به عبارت ديگر :
آيه فقط در مقام بيان صُوَرى است كه زوجه « رُبع » يا « ثُمن » ارث مىبرد ؛ امّا از جهت اينكه زوجه از جميع ما ترك يا از بعض ما ترك ارث مىبرد ، اصلًا در مقام بيان نيست و اجمال دارد ؛ نظير آيهى قبل كه خداوند متعال ( جل جلاله ) مىفرمايد :