حكم اهتمام ورزيده و به آن تأكيد داشته و دست از آن بر نمىدارد .
فرق سوم بين علّت و حكمت
- علّت : غالباً « واحد » است .
- حكمت : غالباً « متعدد » است ؛ به عنوان مثال براى « نماز » چندين حكمت در آيات و روايات ذكر شده است ، از جمله : وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِى « 1 » وإِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر « 2 » و « إنَّ الصلاةَ معراجُ المؤمن » « 3 » اينها عناوين متعددى هستند كه مىتوانند به عنوان حكمت نماز مطرح باشند ؛ يعنى :
* اگر كسى نماز بخواند ؛ امّا نماز او حالت ياد خدا برايش ايجاد نكند ! و يا :
* اگر كسى نماز بخواند ؛ امّا نماز اومنجر به دورى وى از فحشا و منكر نشود ! و يا :
* اگر كسى نماز بخواند ؛ امّا نماز او حالت معراجيت برايش ايجاد ننمايد ! در اين صُور ، صحيح نيست كه بگوييم او تكليفش را انجام نداده است و بايد نمازش را قضا و اعاده نمايد ؛ زيرا همانگونه كه اشاره شد ، از عدم حكمت ، عدم حكم لازم نمىآيد .
حال در اينجا ، با توجه به بيان فرقهاى بين علّت و حكمت ، روشن مىشود كه مسئلهى « عدم مزاحمت » ، از حكمتهاى محروميّت زوجه از ارث زمين است ؛ پس ديگر جاى نقض و اشكالى باقى نمىماند ؛ لذا اين استدلال كه : « اگر زوجهاى بعد از وفات شوهرش ازدواج نكرد » و يا « اگرزنى بعد از وفات شوهرش ازدواج كرد و به خانه شوهر دومش رفت پس مىتواند ، از زمين ارث ببرد » ، از اساس باطل و خلاف حكمت خواهد بود .
هامش
( 1 ) . سوره مباركه طه ، آيه شريفه 14
( 2 ) . سوره مباركه عنكبوت ، آيه شريفه 45
( 3 ) . ر . ك . به : بحارالانوار ، علامه محمد باقر مجلسى ( رحمه الله ) ، ج 79 ، ص 303 .