اولًا : اين سخن ، سخن درستى نيست ؛ زيرا ، در روايات ، فرقى بين « علّت » و « حكمت » وجود ندارد .
ثانياً : اين دو كلمه از اصطلاحاتعلم اصول است ، كه بايد در آنجا بررسى شود .
ثالثاً : اصوليين به بعضى از تعليلات ، - نيز اگر چه با لام تعليل همراه
باشد - حكمت اطلاق مىكنند .
ب : تبيين فرقهاى بين علّت و حكمت ؛
يك : فرقهاى سهگانه بين علّت و حكمت از منظر اصوليين
يكى از موارد و مسائلى كه انصافاً تصوير آن در علم اصول بسيار مشكل است بيان فرق بين « علّت » و « حكمت » است ؛ در اين باره نقل مطلبى از مرحوم محقق نائينى ( رحمه الله ) خالى از لطف نيست ، چه اينكه معروف است وقتى از ايشان ، در مورد « فرق » بين علّت و حكمت سؤال مىشود در پاسخمىفرمايند :
« من سى سال است درباره فرق بين حكمت و علّت ، فكر مىكنم ، امّا به نتيجهاى نرسيدهام » .
با اين وجود ، در علم اصول چند فرق براى « علّت » و « حكمت » بيان شده است كه در اينجا فقط به « سه » مورد اشاره مىنماييم .
فرق اول بين علّت وحكمت
- در علّت : حكم ، وجوداً و عدماً دائر مدار آن است ؛ بدين معنا كه هر زمان علّت وجود داشته باشد ، حكم نيز وجود دارد و هر زمان علّت وجود نداشته باشد ، حكم نيز وجود نخواهد داشت مانند « الخمرُ حرامٌ لانه مُسكر » معناى عليّت مسكر اين است كه اگر مسكريّت وجود داشته باشد ، حرمت هم وجود دارد و اگر مسكريّت وجود نداشته باشد حرمت نيز وجود نخواهد داشت .
اما :
- در حكمت : حكم ، وجوداً دائر مدار آن است امّا عدماً دائر مدار آن نيست ؛ بدين
-