تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
دارد ، را نيز بپذيريم . * ثالثاً : نتيجه نهايى كلام ايشان را كه فرمودند ، بايد از اين تعابير مضطرب ، قدر متيقن گيرى نمود ، را نيز قبول نماييم . لكن ، اگر صرفاً ، با اين « سه » عنوان روبرو بوديم ، اين استدلال ، قابل قبول و تمام بود ولى اين « سه » عنوان متحد شده‌اى كه ايشان به آن استناد كردند ، تمام رواياتى نيست كه در اين باب نقل شده است ، بلكه « سه » روايت ديگر نيز در اين باب وجود دارد ، كه اطلاق بسيار وسيعى دارند و با هيچ يك از روايات مذكور ، اتحادى ندارند ، آن‌ها عبارتند از : أ . روايت چهاردهم : « . . . الْمَرْأَةِ . . . لَا تَرِثُ مِنَ الْعَقَارِ شَيْئاً . . . » ملاحظات - اولًا : در اين روايت ، امام ( ع ) ، علّت محروميّت زوجه از « عقار » را بيان مىنمايد و همان‌طور كه در بحث لغوى تبيين شد ، كلمه‌ى « عقار » زمانى كه به صورت مطلق استعمال شود به معناى « مطلق ارض » است و نكته‌ى مهم اينكه در متن اين روايت ، اثرى از كلمه « عقارالدور » يا « رباع » و يا امثالهم وجود ندارد . - ثانياً : در اين روايت ، سند ، به علّت وجود « محمد بن سنان » - كه مورد اختلاف است - ضعيف است ؛ امّا همان‌طور كه بيان شد ، ضعف آن ، با شهرت عمليه ، جبران مىشود . ب . روايت شانزدهم : « . . . لَا يَرِثْنَ النِّسَاءُ مِنَ الْعَقَارِ شَيْئاً . . . » ملاحظات - اولًا : در اين روايت ، كلمه‌ى « عقار » به صورت مطلق آمده است و اينكه بعضى از بزرگان ، از فراز پايانى روايت يعنى « وَ لَهُنَّ قِيمَةُ الْبِنَاءِ وَ الشَّجَرِ وَ النَّخْلِ » به عنوان قرينه استفاده كردهو مىگويند : مراد از « عقار » ، زمين خانه مسكونى است ، استدلال صحيحى نيست ؛ زيرا ، « شجر » و « نخل » ربطى به خانه مسكونى ندارد ، بلكهزمينى كه داراى -