به عبارت ديگر اين بزرگان « 1 » مىفرمايند : رواياتى كه مثلًا - در آن كلمه « عقار » وجود دارد با آن رواياتى كه مثلًا - در آن كلمهى « ارض » وجود دارد اينها « دو » خبر
نيستند ؛ بلكه « يك » خبرند ، امّا ما نمىدانيم آن عنوانى كه از امام ( ع ) صادر شده آيا عنوان « عقار » است يا عنوان « ارض » ؟
لذا به جهت وجود شك در اينكه آيا امام ( ع ) زوجه را از ارث « زمين خانه مسكونى » محروم كرده ؟ و يا علاوه بر زمين خانه مسكونى از ساير زمينها - مشغوله و غير مشغوله - نيز او را محروم كرده است ؟ بايد به « قدر متيقن » از اين دو زمين يا دو تعبير ، تمسك نماييم .
در نتيجه اين بزرگوار ، فتوا مىدهند كه : « محصَّل از روايات اين است كه زوجهفقط از زمين خانه مسكونى ارث نمىبرد » .
بيان دو مؤيّد بر اينكه ، قدر متيقن در روايات ، زمين خانه مسكونى است
فقهاى بزرگوارى كه در فرض سوم به نظرشان اشاره شد ، در تأييد اينكه قدر متيقن از روايات ، زمين خانه مسكونى است ، به ذكر دو مؤيّد بر ادّعاى خود اشاره مىنمايند كه عبارتند از :
1 . كلمات وارده در روايات ، مؤيّد زمين خانه مسكونى .
اولين مؤيّد بر اراده امام ( ع ) نسبت به زمين خانه مسكونى ، « كلمات وارده در روايات » است به اين معنا كه ، در كثيرى از اين روايات ، سخن از « خشب » ، « قصب » ، « طوب » و « بناء » شده است كه همهى اينها مربوط به خانهى مسكونى است ؛ زيرا ، بديهى است در « زمينِ خالى » يا « زمينِ بستان » و يا « زمين كشاورزى » چنين اشيايى كاربرد ندارد ؛ لذا ، ذكر اين اشياء در روايات روشن مىنمايد كه ، مسلماًامام ( ع ) از ميان همه زمينها ، « زمين خانه مسكونى » را اراده كرده است .
2 . حكمت و تعليل وارده در روايات ، سازگار با زمين خانه مسكونى .
در تعدادى از اين روايات ، « حكمت » اينكه زوجه از زمين ارث نمىبرد چنين
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : رسالة فى ارث الزوجة ، آيت الله العظمى صافى گلپايگانى دامت بركاته .