تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
« دَار » است يا بر كلمه‌ى « تُرْبَة » اختلاف است يعنى : اگر كلمه « أَرْض » بر كلمه « دَار » عطف باشد ، در اين صورت معناى آن چنين مىشود : « مِنْ تُرْبَةِ أَرْضٍ » . اگر كلمه « أَرْض » بر كلمه « تُرْبَة » عطف باشد ، در اين صورت معناى آن چنين مىشود : « مِنْ أَرْضٍ » . اما على الظاهر و بنابر نظر مختار ، كلمه « أَرْض » بر كلمه « تُرْبَة » عطف است . - اشكال مرحوم شيخ حر عاملى ( رحمه الله ) مرحوم صاحب وسائل ( رحمه الله ) مىفرمايد : چون در روايت ، كلمه‌ى « ثُمُنَهَا » وجود دارد ، پس بايد اين روايت را بر موردى حمل كرد كه ، ولد از غير اين زوج است ؛ لذا اگر ولد از خود اين زوج باشد ، زوجه از خانه و زمين هم ارث مىبرد ؟ ! به عبارت ايشان توجه فرماييد : « أَقُولُ لَا تَصْرِيحَ فِيهِ بِأَنَّ الْوَلَدَ مِنْهَا فَيُحْمَلُ عَلَى وُجُودِ وَلَدٍ لِلْمَيِّتِ مِنْ غَيْرِهَا » . « 1 » مىگويم تصريحى در آن نيست به اينكه فرزند از آن زن باشد لذا بر اين حمل مىشود كه ميّت از غير آن زن ، فرزند داشته باشد . - مناقشه در اشكال صاحب وسائل ( رحمه الله ) اولًا : درست است كه مسئله‌ى رُبع و ثُمن منوط به وجود ولد و عدم آن است ؛ امّا بواسطه‌ى وجود كدامين قرينه مىتوان ادّعا كرد كه : اگر زوجه از خود زوج فرزند دارد پس بايد از زمين هم ارث ببرد و اگر از خود زوج فرزند ندارد ارث نمىبرد . ثانياً : اساساً اين روايت تعرضى به موردى كه ايشان بيان فرمودند ، ندارد ؛ لذا كلام ايشان غير قابل قبول است .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : همان ، ج 26 ، ص 207 .