و يا به خاطر اينكه چهره روز يا چهره آفتاب عالمتاب با فرا رسيدن آن پوشانده مىشود ، و به هر حال اشاره اى است به اهميت شب و نقش مؤثر آن در زندگى انسانها ، از تعديل حرارت آفتاب گرفته ، تا مساله آرامش و سكون همه موجودات زنده در پرتو آن ، و نيز عبادت شب زنده داران بيدار دل و آگاه .
سپس به سراغ سوگند ديگرى مىرود و مىافزايد : « و قسم به روز هنگامى كه آشكار و ظاهر گردد » ( * ( وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّى ) * ) ( 1 ) .
و اين از آن لحظه اى است كه سپيده صبح پرده ظلمانى شب را مىشكافد و تاريكيها را به عقب مىراند و بر تمام پهنه آسمان حاكم مىشود ، و همه چيز را غرق نور و روشنايى مىكند همان نورى كه رمز حركت و حيات و مايه پرورش تمام موجودات زنده است .
در قرآن مجيد زياد بر مساله نظام « نور » و « ظلمت » ، و تاثير آنها در زندگى بشر توجه داده شده ، چرا كه دو نعمت بزرگ دائمى و دو آيت از آيات مهم پروردگار است .
و بعد به سراغ آخرين قسم رفته ، مىفرمايد : « و سوگند به آن كس كه
هامش
( 1 ) قابل توجه اينكه « يغشى » به صورت فعل « مضارع » ذكر شده ، اما « تجلى » به صورت فعل ماضى است ، بعضى گفتهاند اين به خاطر آن است كه در آن زمان كه آغاز دعوت پيغمبر اكرم ( ص ) بود ظلمت جاهليت همه جا را فرا گرفته بود ولى در اين صورت سوگند ياد كردن به چنين ظلمتى جالب به نظر نمىرسد ، بهتر اين است گفته شود اين فعل ماضى چون بعد از « اذا » شرطيه واقع شده ، معنى فعل مضارع را مىبخشد ، يا اينكه در اصل « تتجلى » بوده كه يك تاء آن حذف شده ، ولى در اين صورت فعل مؤنث خواهد بود و فاعل آن نمىتواند « نهار » باشد بلكه بايد در تقدير چنين باشد « اذا تتجلى الشمس فيه » .