سپس بعد از كمى سكوت گفت : بسيار خوب ، چهل نخل به تو مىدهم .
فروشنده ( طمعكار ) گفت اگر راست مىگويى چند نفر را به عنوان شهود بطلب ! اتفاقا گروهى از آنجا مىگذشتند آنها را صدا زد ، و بر اين معامله شاهد گرفت .
سپس خدمت پيامبر ص آمد و عرض كرد اى رسول خدا ! نخل به ملك من در آمد و تقديم ( محضر مباركتان ) مىكنم .
رسول خدا ص به سراغ خانواده فقير رفت و به صاحب خانه گفت اين نخل از آن تو و فرزندان تو است .
اينجا بود كه سوره و الليل نازل شد ( و گفتنيها را در باره بخيلان و سخاوتمندان گفت ) .
در بعضى از روايات آمده كه مرد خريدار شخصى بنام « ابو الدحداح » بود ( 1 ) .
تفسير : تقوا و امدادهاى الهى
باز در آغاز اين سوره به سه سوگند تفكرانگيز از « مخلوقات » و « خالق عالم » برخورد مىكنيم ، مىفرمايد :
« به شب در آن هنگام كه جهان را بپوشاند سوگند » ( * ( وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشى ) * ) .
تعبير به « يغشى » ممكن است به خاطر آن باشد كه تاريكى شب همچون پرده اى بر نيمى از كره زمين مىافتد ، و آن را زير پوشش خود قرار مىدهد ،
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 501 .