شده ، و راه توبه را پيش مىگرفتند ولى عجيب اينكه در بعضى از روايات آمده است كه وقتى قوم صالح نشانههاى عذاب را ديدند به جستجوى او پرداختند كه هر كجا وى را پيدا كنند نابود سازند ( 1 ) و اين دليل بر عمق عصيان و سركشى آنها در مقابل خدا و پيامبر او است ، ولى خداوند او را نجات داد و آنها را هلاك كرد و طومار زندگانيشان را به كلى در هم پيچيد .
سرانجام در آخرين آيه براى اينكه هشدار محكمى به تمام كسانى كه در همان مسير و خط حركت مىكنند بدهد مىفرمايد : « و خداوند هرگز از فرجام اين كار بيمى ندارد » ( * ( وَلا يَخافُ عُقْباها ) * ) .
بسيارند حاكمانى كه قدرت بر مجازات دارند ولى پيوسته از پى آمدهاى آن بيمناكند ، و از واكنشها و عكس العملها ترسان ، و به همين دليل از قدرت خود استفاده نمىكنند ، و يا به تعبير صحيحتر قدرت آنان آميخته با ضعف و ناتوانى و علمشان آميخته با جهل است ، چرا كه مىترسند توانايى بر مقابله با پى آمدهاى آن نداشته باشند .
ولى خداوند قادر متعال كه علمش احاطه به همه اين امور و عواقب و آثار آنها دارد ، و قدرتش براى مقابله با پيامدهاى حوادث با هيچ ضعفى آميخته نيست بيمى از عواقب اين امور ندارد ، و به همين دليل با نهايت قدرت و قاطعيت آنچه را كه اراده كرده است انجام مىدهد .
طغيانگران نيز بايد حساب كار خود را برسند و از اينكه به خاطر اعمالشان مشمول خشم و غضب الهى گردند خود را بر حذر دارند .
« عقبى » به معنى پايان و نهايت و فرجام كار است و ضمير در « عقباها » به
هامش
( 1 ) « روح البيان » جلد 10 صفحه 446 .