صاعقه همان صيحه عظيم آسمانى در چند لحظه كوتاه چنان زلزله و لرزه اى در سرزمين آنها ايجاد كرد كه تمام بناها روى هم خوابيد و صاف شد و خانه هايشان را به گورهاى آنها مبدل ساخت .
« دمدم » از ماده ( دمدمة ) گاه به معنى هلاك كردن آمده ، و گاه به عذاب و مجازات كامل ، و گاه به معنى كوبيدن و نرم كردن و گاه به معنى ريشه كن ساختن ، و گاه به معنى خشم و غضب نمودن و يا احاطه كردن و فراگير شدن « و همه اين معانى در آيه مورد بحث صادق است ، چرا كه اين عذاب گسترده از خشم الهى سرچشمه مىگرفت و همه آنها را در هم كوبيد و نرم كرد و ريشه كن ساخت .
« سواها » از ماده « تسويه » ممكن است به معنى صاف كردن خانهها و زمينهاى آنها بر اثر صيحه عظيم و صاعقه و زلزله باشد ، و يا به معنى يكسره كردن كار اين گروه ، و يا مساوات همه آنها در مجازات و عذاب به گونه اى كه احدى از آنان از اين ماجرا سالم در نرفت .
جمع ميان اين معانى نيز ممكن است .
ضمير در « سواها » به « قبيله » ثمود باز مىگردد ، و يا به شهرها و آباديهاى آنان كه خداوند همه را با خاك يكسان نمود .
بعضى نيز گفتهاند به « دمدمة » بر مىگردد كه از جمله بعد استفاده مىشود ، يعنى خداوند اين خشم و غضب و هلاكت را يكسان در ميان آنها قرار داد به طورى كه همگى را فرا گرفت .
تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد .
در ضمن از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه مجازات آنها نتيجه گناه آنها و متناسب با آن بوده است ، و اين عين عدالت و حكمت است .
در باره بسيارى از اقوام مىخوانيم كه به هنگام ظهور آثار عذاب پشيمان
هامش
( 1 ) « مفردات راغب » ، « لسان العرب » و « مجمع البيان » و كتب تفسير ديگر .