« عقروها » از ماده « عقر » ( بر وزن ظلم ) به معنى اصل و اساس و ريشه چيزى است ، و عقر ناقه به معنى ريشه كن كردن و هلاك نمودن آن است .
بعضى نيز گفتهاند كه منظور پى كردن اين حيوان است ، يعنى پائين پاى او را قطع كردن و به زمين افكندن كه نتيجه آن نيز مرگ اين حيوان است .
جالب توجه اينكه كسى كه ناقه را به هلاكت رساند ، يك نفر بيشتر نبود كه قرآن از او تعبير به « اشقى » كرده است ، ولى در آيه فوق مىبينيم كه اين عمل به تمام طغيانگران قوم ثمود نسبت داده شده ، و « عقروها » به صورت صيغه جمع آمده ، اين به خاطر آن است كه ديگران هم به نحوى در اين كار سهيم بودند ، چرا كه اولا اين گونه توطئهها معمولا توسط گروه و جمعيتى طراحى مىشود ، سپس به دست فرد معين يا افراد معدودى به اجرا در مىآيد ، و ثانيا چون با رضايت و خشنودى ديگران انجام مىگيرد سبب شركت آنها در اين امر مىشود كه رضايت سبب شركت در نتيجه است .
لذا در كلام رسا و گويايى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم :
انما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمهم اللَّه بالعذاب ، لما عموه بالرضى ، فقال سبحانه : « فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ » : « ناقه ثمود را تنها يك نفر به هلاكت رساند ، ولى خداوند همه را مشمول عذاب ساخت ، چرا كه همگى به اين امر رضايت دادند ، و لذا فرموده است : آنها ( همگى ) ناقه را هلاك كردند ، و سپس از كرده خود همگى پشيمان شدند ( اما در زمانى كه پشيمانى سودى نداشت ) ( 1 ) .
و به دنبال اين تكذيب و مخالفت شديد خداوند چنان آنها را مجازات كرد كه اثرى از آنان باقى نماند ، چنان كه در ادامه همين آيه مىفرمايد : « پروردگارشان به خاطر گناهى كه كرده بودند همه را درهم كوبيد و نابود كرد و سرزمين آنها را صاف و مسطح نمود » ( * ( فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها ) * ) .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » خطبه 201 .