در آيه بعد به شرح بيشترى در زمينه طغيانگرى قوم ثمود پرداخته ، مىافزايد : « رسول خدا به آنها گفت : ناقه خداوند را با آبشخورش واگذاريد ، و مزاحم آن نشويد » ( * ( فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّه ناقَةَ اللَّه وَسُقْياها ) * ) ( 1 ) .
منظور از « رسول اللَّه » در اينجا حضرت صالح ع پيغمبر قوم ثمود است ، و تعبير به ناقة اللَّه ( شتر ماده متعلق به خداوند ) اشاره به اين است كه اين شتر يك شتر معمولى نبود ، بلكه به عنوان معجزه و سند گوياى صدق دعوى صالح فرستاده شده بود ، يكى از ويژگيهاى آن طبق روايت مشهور اين بود كه شتر مزبور از دل صخره اى از كوه برآمد تا معجزه گويايى در برابر منكران لجوج باشد .
از آيات ديگر قرآن به خوبى استفاده مىشود كه حضرت صالح ع به آنها خبر داد كه آب آشاميدنى قريه بايد ميان آنها و ناقه تقسيم شود ، يك روز براى ناقه ، و روز ديگر براى اهل قريه باشد ، و هر كدام در نوبت خود از آب استفاده كنند و مزاحم ديگرى نشوند : « وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ ( قمر - 28 ) .
و مخصوصا به آنها گفت : اگر متعرض اين ناقه شويد عذاب خداوند دامان شما را خواهد گرفت : « وَلا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ » ( شعراء - 156 ) .
و در آيه بعد مىگويد : اين قوم سركش اعتنايى به كلمات اين پيامبر بزرگ و هشدارهاى او نكردند ، او را تكذيب كرده ، و ناقه را به هلاكت رساندند ( * ( فَكَذَّبُوه فَعَقَرُوها ) * ) .
هامش
( 1 ) « ناقة اللَّه » منصوب است به فعل محذوفى و در تقدير چنين است ذروا * ( ناقَةَ اللَّه وَسُقْياها ) * شبيه آنچه در آيه 73 اعراف و 64 هود آمده است .