يا معاصى و گناه را در درون نفس خود مخفى مىكنند .
و در هر حال كنايه اى است از آلودگى به گناه و معصيت و خوهاى شيطانى و درست در نقطه مقابل تزكيه است .
جمع تمام اين معانى در مفهوم وسيع آيه نيز بى مانع است .
و به اين ترتيب پيروزمندان و شكستخوردگان در صحنه زندگى دنيا مشخص مىشوند ، و معيار ارزيابى اين دو گروه چيزى جز « تزكيه نفس و نمو و رشد روح تقوى و اطاعت خداوند » يا « آلودگى به انواع معاصى و گناهان » نيست .
و از اينجا روشن مىشود اينكه در حديثى از امام باقر و امام صادق ع در تفسير آيه نقل شده است كه فرمود :
قد افلح من اطاع و خاب من عصى :
« رستگار شد كسى كه اطاعت كرد و نوميد و محروم گشت كسى كه عصيان نمود » ( 1 ) در حقيقت بيان نتيجه و حاصل مقصود است .
در حديث ديگرى آمده است كه رسول خدا ص هنگامى كه آيه « * ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ) * » را تلاوت مىفرمود ، توقف مىكرد و چنين دعا مىنمود :
اللهم آت نفسى تقواها ، انت وليها و مولاها ، و زكها انت خير من زكاها
: « پروردگارا به نفس من تقوايش را مرحمت كن ، تو ولى و مولاى آن هستى ، و آن را تزكيه فرما كه تو بهترين تزكيه كنندگانى » ( 2 ) .
اين سخن نشان مىدهد كه پيمودن اين راه پر پيچ و خم ، و گذشتن از اين گردنه صعب العبور حتى براى پيامبر ص جز به توفيق الهى ممكن نيست ، يعنى با گامهايى از سوى بندگان و تاييداتى از سوى خداوند ، و لذا در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم كه در تفسير اين دو آيه فرمود : (
افلحت نفس
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 498 .
( 2 ) مجمع البيان جلد 10 صفحه 498 .