مطلب را از خود نفى كند ، و بگويد : من هرگز تسليم شما نمىشوم ، و عبادتم را با شرك آلوده نمىكنم اگر كلمه « قل » در آغاز اين سوره نباشد سخن سخن خدا خواهد شد ، و در اين صورت جمله « * ( لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ ) * » ( من آنچه را شما عبادت مىكنيد نمىپرستم ) و امثال آن مفهومى نخواهد داشت .
بعلاوه چون كلمه « قل » در پيام جبرئيل از سوى خدا بوده ، پيغمبر اكرم ص موظف است كه براى حفظ اصالت قرآن آن را عينا بازگو كند ، و اين خود نشان مىدهد كه « جبرئيل » و « رسول اكرم » ص در نقل وحى الهى كمترين تغييرى ندادهاند ، و عملا ثابت كردهاند مامورانى هستند گوش بر فرمان الهى ، همانگونه كه در آيه 15 سوره يونس مىخوانيم : قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَه مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ : « بگو من حق ندارم كه قرآن را از پيش خود تغيير دهم من فقط از چيزى پيروى مىكنم كه بر من وحى مىشود » .
2 - مگر بتپرستان منكر خدا بودند ؟
مىدانيم بتپرستان هرگز خدا را انكار نمىكردند ، و طبق صريح آيات قرآن اگر از خالق آسمان و زمين از آنها سؤال مىشد مىگفتند : خدا است :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه ( لقمان 25 ) .
پس چگونه در اين سوره مىگويد : « نه من معبود شما را مىپرستم و نه شما معبود مرا » ؟
پاسخ اين سؤال نيز با توجه به اينكه بحث از مساله خلقت نيست ، بلكه از مساله عبادت است ، روشن مىشود ، بتپرستان خالق جهان را « خدا » مىدانستند ، ولى معتقد بودند بايد بتها را « عبادت » كرد ، تا آنها واسطه در درگاه خدا شوند ، يا اينكه اصلا ما لايق اين نيستيم كه خدا را پرستش كنيم ، بلكه بايد بتهاى