و « عبدتم » در آيه چهارم به صورت فعل ماضى است بعيد به نظر نمىرسد ( 1 ) .
هر چند اين تفسير فقط تكرار آيه دوم و چهارم را حل مىكند اما تكرار آيه سوم و پنجم هم چنان به قوت خود باقى است ( 2 ) .
4 - آيا مفهوم آيه « * ( لَكُمْ دِينُكُمْ ) * . . . » جواز بتپرستى است ؟ !
گاهى چنين تصور شده كه آخرين آيه اين سوره كه مىگويد : « آئين شما براى خودتان ، و آئين من براى خودم » همان مفهوم « صلح كل » را دارد ، و به آنها اجازه مىدهد كه بر آئينشان بمانند ، چرا كه اصرار بر پذيرش آئين اسلام نمىكند ! ولى اين پندار بسيار سست و بى اساس است ، زيرا لحن آيات به خوبى نشان مىدهد كه اين تعبير نوعى تحقير و تهديد است ، يعنى آئين شما به خودتان ارزانى باد ! و به زودى عواقب نكبتبار آن را خواهيد ديد ، شبيه آنچه در آيه 55 سوره قصص آمده :
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْه وَقالُوا لَنا أَعْمالُنا وَلَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ : « مؤمنان هر گاه سخن لغوى را بشنوند از آن روى مىگردانند ، و مىگويند : اعمال ما براى ما و اعمال شما براى خودتان ، سلام بر شما ( سلام وداع و جدايى ) ما طالب جاهلان نيستيم » ! شاهد گوياى اين مطلب صدها آيه قرآن مجيد است كه شرك را در تمام اشكالش مىكوبد ، و از هر كارى منفورتر مىشمرد ، و گناهى نابخشودنى مىداند .
هامش
( 1 ) بنا بر اين « عابد » كه اسم فاعل است نيز در اين آيه بايد معنى ماضى بدهد .
( 2 ) ضمنا بايد توجه داشت كه « ما موصوله » هر چند غالبا براى غير ذوى العقول مىآيد بسيار ديده شده كه در ذوى العقول نيز به كار مىرود ، آيات قرآن نيز شاهد بر اين مدعى است .