به هر حال تعبير به « ويل » تهديد شديدى است نسبت به اين گروه ، و اصولا آيات قرآن موضعگيرى سختى در برابر اين گونه افراد نموده ، و تعبيراتى دارد كه در باره هيچ گناهى مانند آن ديده نمىشود ، مثلا بعد از آنكه منافقان كوردل را به خاطر سخريه مؤمنان به عذاب اليم تهديد مىكند ، مىفرمايد :
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّه لَهُمْ :
« چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها استغفار كنى خداوند آنها را هرگز نمىبخشد » ( توبه 80 ) .
شبيه همين معنى در باره منافقانى كه پيغمبر اكرم ص را استهزا مىكردند در سوره منافقون آيه 5 آمده است .
اصولا آبرو و حيثيت اشخاص از نظر اسلام بسيار محترم است ، و هر كارى كه موجب تحقير مردم گردد گناه بزرگى است ، در حديثى از پيغمبر اكرم ص آمده است : اذل الناس من اهان الناس : « ذليلترين مردم كسى است كه به مردم توهين كند » ! ( 1 ) .
شرح بيشترى در اين زمينه ذيل آيه 11 و 12 سوره حجرات ( جلد 22 صفحه 177 تا 195 ) آوردهايم .
سپس به سرچشمه اين عمل زشت ( عيبجويى و استهزاء ) كه غالبا از كبر و غرور ناشى از ثروت مايه مىگيرد ) پرداخته ، مىافزايد : « همان كسى كه مال را جمع آورى و شماره كرده » بى آنكه حساب مشروع و نامشروع آن را كند ( * ( الَّذِي جَمَعَ مالًا وَعَدَّدَه ) * ) .
آن قدر به مال و ثروت علاقه دارد كه پيوسته آنها را مىشمرد ، و از برق درهم و دينار ، و پولهاى ديگر ، لذت مىبرد و شادى مىكند .
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » جلد 75 صفحه 142