را در دست دارد .
چه پندار غلط و خيال خامى ؟ اموالى كه آن قدر در اختيار قارون بود كه كليد گنجهايش را چندين مرد زورمند به زحمت برمىداشت ، ولى به هنگام حمله عذاب الهى نتوانستند مرگ او را ساعتى به تاخير اندازند ، و خداوند او و گنجهايش را در يك لحظه با يك زمين لرزه مختصر در زمين فرو برد : فَخَسَفْنا بِه وَبِدارِه الأَرْضَ ( قصص - 81 ) .
اموالى كه نمونه كاملش در دست فراعنه مصر بود ، ولى به مصداق « كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ وَزُرُوعٍ وَمَقامٍ كَرِيمٍ وَنَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ » :
« چه بسيار باغها و چشمهها از خود به جاى گذاشتند و زراعتها و قصرهاى جالب و گرانقيمت و نعمتهاى فراوان ديگر كه در آن متنعم بودند » ( دخان - 25 تا 27 ) ولى همه اينها به آسانى در عرض ساعتى به ديگران رسيد : « كَذلِكَ وَأَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ » ( دخان - 28 ) .
و لذا در قيامت كه پردهها كنار مىرود آنها به اشتباه بزرگشان پى مىبرند و فريادشان بلند مىشود : ما أَغْنى عَنِّي مالِيَه هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَه : « مال و ثروتم هرگز مرا بى نياز نكرد ، قدرت من نيز از دست رفت » ( حاقه - 28 و 29 ) .
اصولا انسان از فنا و نيستى متنفر است ، و طرفدار خلود و جاودانگى است ، و همين علاقه درونى به ما در مباحث معاد كمك مىكند كه بدانيم انسان براى جاودانگى آفريده شده است ، و الا غريزه عشق به جاودانگى در او نبود .
ولى اين انسان مغرور و خودخواه و دنياپرست گاه جاودانگى خود را در امورى مىبيند كه درست مايه فنا و نيستى او است ، فى المثل مال و مقام را كه غالبا دشمنان بقاى او هستند وسيله جاودانگى مىشمرد .
از اين بيان روشن شد كه پندار جاودانگى به وسيله مال دليلى براى جمع مال ، و جمع مال نيز عاملى براى استهزاء و سخريه ديگران در نظر اين كوردلان
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٤