نعمتها را ضايع ساخته هرگز حق آن را ادا ننمودهايد ؟
نكتهها :
1 - سرچشمه تفاخر و فخرفروشى
از آيات فوق استفاده مىشود كه يكى از عوامل اصلى تفاخر و تكاثر و فخر فروشى همان جهل و نادانى نسبت به پاداش و كيفر الهى و عدم ايمان به معاد است .
از اين گذشته جهل انسان به ضعفها و آسيبپذيريهايش ، به آغاز پيدايش و سرانجامش ، از عوامل ديگر اين كبر و غرور و تفاخر است ، به همين دليل قرآن مجيد براى درهم شكستن اين تفاخر و تكاثر سرگذشت اقوام پيشين را در آيات مختلف بازگو مىكند كه چگونه اقوامى با داشتن امكانات و قدرت فراوان با وسائل ساده اى نابود شدهاند .
با وزش بادها ، با يك جرقه آسمانى ( صاعقه ) ، با يك زمين لرزه ، با نزول باران بيش از حد ، خلاصه با « آب » و « باد » و « خاك » و گاه با « سجيل » و « پرندگان كوچك » ، نابود شدند و از ميان رفتند .
با اينحال اينهمه تفاخر و غرور براى چيست ؟ ! .
عامل ديگرى براى اين امر همان احساس ضعف و حقارت ناشى از شكستها است كه افراد براى پوشاندن شكستهاى خود پناه به تفاخر و فخرفروشى مىبرند ، و لذا در حديثى از امام صادق ع
ما من رجل تكبر او تجبر الا لذلة وجدها فى نفسه :
« هيچكس تكبر و فخرفروشى نمىكند مگر به خاطر ذلتى كه در نفس خود مىيابد » ( 1 ) و لذا هنگامى كه احساس كند به حد كمال رسيده است
هامش
( 1 ) « اصول كافى » جلد 2 صفحه 236 باب الكبر حديث 17