« آيا او نمىداند كه خداوند همه اعمال او را مىبيند » و همه را براى حساب و جزا ثبت و ضبط مىكند ؟ ! ( * ( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّه يَرى ) * ) .
تعبير به قضيه شرطيه در آيات فوق اشاره به اين است كه اين طغيانگر مغرور لا اقل اين احتمال را بايد بدهد كه پيامبر اسلام ص بر طريق هدايت است ، و دعوتش دعوت به سوى تقوى است ، همين احتمال براى اينكه جلو طغيان او را بگيرد كافى است .
بنا بر اين مفهوم اين آيات ترديد در هدايت و دعوت پيامبر ص به سوى تقوى نمىباشد ، بلكه اشاره به نكته ظريف بالاست .
بعضى از مفسران ضمير در « كان » و « أمر » را به همان شخص نهى كننده مانند « ابو جهل » باز گرداندهاند ، بنا بر اين مفهوم آيات چنين مىشود : اگر او هدايت را بپذيرد و به جاى منع از نماز دعوت به تقوى كند چقدر به حال او مفيد است ؟
ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد .
نكته : عالم هستى محضر خدا است
توجه به اين واقعيت كه هر كارى را انسان انجام مىدهد در پيشگاه خدا است ، و اصولا « تمام عالم هستى محضر خدا است » ، و چيزى از اعمال و حتى نيات آدمى از او پنهان نيست ، مىتواند روى برنامه زندگى انسان اثر زياد بگذارد ، و او را از خلافكاريها باز دارد ، مشروط بر اينكه ايمان به اين مطلب واقعا در دل او جاى گيرد و به صورت يك باور قطعى در آيد .