و وحى پرورش نيافتهاند كه وقتى خود را مستغنى مىپندارند ، شروع به سركشى و طغيان مىكنند .
نه خدا را بندهاند ، نه احكام او را به رسميت مىشناسند ، نه به نداى و جدان گوش فرا مىدهند ، و نه حق و عدالت را رعايت مىكنند .
انسان و هيچ مخلوق ديگر هرگز بى نياز و مستغنى نخواهد شد ، بلكه موجودات ممكنه هميشه نيازمند به لطف و نعمتهاى خدا هستند ، و اگر لحظه اى فيض او قطع شود درست در همان لحظه همه نابود مىگردند ، منتها انسان گاهى به غلط خود را بى نياز مىپندارد ، و تعبير لطيف آيه نيز اشاره به همين معنى است كه مىگويد : « خود را بى نياز مىبيند » نمىگويد : « بى نياز مىشود » .
بعضى معتقدند كه منظور از « انسان » در آيه مورد بحث خصوص « ابو جهل » است كه از آغاز دعوت پيامبر ص به مخالفت برخاست ، ولى مسلما « انسان » در اينجا مفهوم كلى دارد ، و امثال ابو جهل مصداقهايى از آن مىباشند .
به هر حال چنين به نظر مىرسد كه هدف آيه اين است كه پيغمبر ص انتظار نداشته باشد مردم به زودى دعوتش را پذيرا شوند ، بلكه بايد خود را براى انكار و مخالفت مستكبران طغيانگر ، آماده سازد ، و بداند راهى پر فراز و نشيب در پيش روى او است .
سپس اين طاغيان مستكبر را مورد تهديد قرار داده ، مىفرمايد : « مسلما بازگشت همه به سوى پروردگار تو است » ( إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى ) .
و او است كه طغيانگران را به كيفر اعمالشان مىرساند .
اصولا همانگونه كه بازگشت همه چيز به سوى او است ، و همه مىميرند و ميراث آسمان و زمين براى ذات پاك او مىماند : وَلِلَّه مِيراثُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٤