البته اين حديث ناظر به بطون آيه است ، و گرنه ظاهر آيات همان است كه در بالا گفته شد .
مبادا تصور شود كه بيان اين امور كه در ظاهر آيه است از مقام شامخ پيامبر ص مىكاهد ، و يا توصيفى منفى از سوى پروردگار در باره او است ، بلكه اين در حقيقت بيان الطاف الهى و اكرام و احترام او نسبت به اين پيغمبر بزرگ است ، هنگامى كه محبوب ، سخن از الطافش نسبت به عاشق دلباخته مىگويد خود عين لطف و محبت است و دليل بر عنايت خاص او است ، و به همين دليل با شنيدن اين الفاظ از سوى محبوب روح تازه مىشود ، و جان او صفا مىيابد و قلبش غرق آرامش و سكينه مىشود .
در آيات بعد به عنوان نتيجه گيرى از آيات قبل ، سه دستور پر اهميت به پيغمبر اسلام ص مىدهد كه هر چند مخاطب در آن شخص رسول اللَّه ص است ولى مسلما همگان را شامل مىشود ، نخست مىفرمايد : « حال كه چنين است يتيم را تحقير مكن » ( * ( فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ ) * ) .
« تقهر » از ماده « قهر » به گفته « راغب » در « مفردات » به معنى غلبه توأم با تحقير است ، ولى در هر يك از اين دو معنى نيز جداگانه استعمال مىشود ، و مناسب در اينجا همان « تحقير » است .
اين نشان مىدهد كه در مورد يتيمان مساله اطعام و انفاق گرچه مهم است ، ولى از آن مهمتر دلجويى و نوازش و رفع كمبودهاى عاطفى است ، و لذا در حديث معروفى مىخوانيم كه « رسول اللَّه » ص فرمود :
من مسح على رأس يتيم كان له بكل شعرة تمر على يده نور يوم القيامة :
« هر كس به عنوان نوازش دست بر سر يتيمى كشد به تعداد هر مويى كه دست او از آن مىگذرد در روز
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٦