« اين به خاطر آن است كه اگر يكى از آن دو گمراه شود و فراموش كند ديگرى به او ياد آورى نمايد » .
در اين آيه « ضلالت » فقط به معنى فراموشى آمده است به قرينه جمله « فتذكر » .
در اينجا تفسيرهاى متعدد ديگرى نيز براى آيه ذكر شده ، از جمله اينكه :
منظور آن است كه تو بى نام و نشان بودى و خداوند آن قدر به تو از مواهب بى نظير عطا كرد كه همه جا شناخته شدى .
يا اينكه : تو چند بار در دوران طفوليتت گم شدى ( يك بار در درههاى مكه ، آن گاه كه در حمايت عبد المطلب بودى ، بار ديگر زمانى كه مادر رضاعيت « حليمه سعديه » بعد از پايان دوران شير خوارى تو را به سوى مكه مىآورد تا به عبد المطلب دهد ، در راه گم شدى ، و مرتبه سوم در آن هنگام كه با عمويت « ابو طالب » در قافله اى كه به سوى شام مىرفت در يك شب تاريك و ظلمانى راه را گم كردى ) و خداوند در تمام اين موارد تو را هدايت كرد و به آغوش پر مهر جد يا عمويت رسانيد .
قابل توجه اينكه « ضال » از نظر لغت به دو معنى آمده : « گمشده » و « گمراه » مثلا گفته مىشود : الحكمة ضالة المؤمن : « دانش گمشده انسان با ايمان است » .
و به همين مناسبت به معنى مخفى و غائب نيز آمده ، و لذا در آيه 10 سجده مىخوانيم : منكران معاد مىگفتند : أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ :
« هنگامى كه در زمين پنهان و غائب شديم در خلقت نوينى قرار خواهيم گرفت » ؟ .
اگر « ضال » در آيه مورد بحث به معنى « گمشده » باشد مشكلى پيش نمىآيد ، و اگر به معنى « گمراه » باشد منظور نداشتن دسترسى به راه نبوت
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٤