جلوگيرى شد .
هفت روايت در همين مورد از بصائر و اختصاص و معانى الاخبار نقل شد كه در يكى بئر معطله به امام خاموش و قصر مشيد به امام ناطق تأويل گرديده .
توضيح : ابتداى آيه چنين است :
فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ
.
بيضاوى : گفته است و بئر معطله عطف است بر قريه يعنى بسا از چاههاى آباد در بيابانها كه واگذار شده و آب از آنها كشيده نميشود بواسطه هلاك شدن مردم آنجا و كاخهاى بلند كه خالى از ساكنين است .
بعضى گفتهاند : مراد از چاه همان چاهى است كه در كنار كوه حضرموت بود و منظور از قصر همان قصرى كه در قله آن كوه قرار داشت كه هر دو متعلق بحنظلة بن صفوان از باقيماندگان قوم صالح بود وقتى صالح را كشتند خداوند آنها را هلاك كرد و آن قصر و چاه واگذار شد . پايان كلام بيضاوى .
توضيح : بنا بر تأويل ائمه عليهم السّلام ممكن است منظور از هلاك اهل قريه هلاك معنوى باشد يعنى گمراه شدن آنها كه از امام صامت و ناطق بهره نميبردند وجه تشبيه نيز آشكار است .
زيرا تشبيه زندگى معنوى را بزندگى ظاهر نموده و منافع روحى را به منافع جسمى .
يك احتمال بعيد نيز هست كه واو ( و بئر معطله ) براى قسم باشد يعنى قسم به امام صامت اما وجه اول بهتر است .
تاكنون بارها توضيح داده شده كه آنچه در امتهاى گذشته بوقوع پيوسته نظير آن در اين امت هم خواهد بود .
پس هر چه در آن امتها از هلاك و مسخ اتفاق افتاده در اين امت هلاك معنوى و گمراهى و محروم بودن از علم و كمالات و مردن دلها و مسخ عقايد آنها