تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
است كه فطحى مذهبان او را امام ميدانستند . در ضمن بايد توجه داشت كه اين آيه پس از قصه ابراهيم عليه السّلام است در آنجا كه ميفرمايد :
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ، إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ
بعد اين آيه را ذكر نموده . بيضاوى مينويسد : قرار داد ابراهيم ( يا خدا ) كلمه توحيد را پايدار و در نژاد خود كه پيوسته در ميان آنها كسانى هستند كه خداى را بيگانگى مىپرستند و دعوت بتوحيد او ميكنند :
لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
يعنى شايد برگردد كسى كه مشرك شده بواسطه دعوت موحدين از نژاد ابراهيم . مرحوم طبرسى مىنويسد : كلمه باقيه امامت است كه در نژاد ابراهيم است تا روز قيامت اين معنى از حضرت صادق نقل شده اختلاف كرده‌اند در نژاد ابراهيم كه كيانند . بعضى گفته‌اند فرزندان ابراهيم و بعضى مىگويند آل محمّدند از سدى نقل شده . كنز جامع الفوائد : مالك بن عبد اللَّه گفت بمولايم حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم معنى :
وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى
فرمود ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است . كنز جامع الفوائد : غالب جهنى از حضرت باقر از آباء گرام خود از علي عليه السّلام نقل كرد كه پيامبر اكرم به من فرمود وقتى مرا به آسمان بردند تا سدرة المنتهى كه رسيدم و در مقابل پروردگار ايستادم . فرمود يا محمّد ! عرضكردم : بلى . فرمود تو مردم را آزمايش كرده‌اى كدام يك بيشتر پيرو تو بودند گفتم خدايا علي ، فرمود درست است آيا براى خود جانشينى گرفته‌اى كه دنباله مأموريت ترا بگيرد و كتاب مرا به مردم بياموزد عرضكردم : نه . عرضكردم خدايا تو انتخاب كن كه منتخب تو بصلاح من است فرمود من علي را برگزيدم او را جانشين و وصى خود قرار ده من علم و حلم خويش را به او