اولاد امام حسن قرار نداده زيرا او در كارهايش حكيم است و هيچ كارى را جز بر مصلحت نميكند از كار خدا نمىتوان بازخواست كرد مردم مورد بازخواست قرار مىگيرند .
توضيح : بعضى از مفسرين كلمات را بدستورات دين و بعضى به سنن ابراهيمى و معانى ديگر كردهاند ولى پوشيده نيست كه تفسير امام از تمام آنها روشنتر است زيرا معلوم است كه اين قسمت آيه :
إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ
مجمل است كه آن را اين قسمت آيه تفسير مىكند :
إِنِّي جاعِلُكَ
. . . حاصل معنى اينست كه خداوند ابراهيم را بكلماتى كه امامت است گرامى داشت و آنها را تكميل نمود چون ابراهيم امامت را براى فرزندان خود تقاضا كرد خداوند تقاضاى او را پذيرفت .
اما در فرزندان معصومش كه آخر آنها حضرت قائم است تقاضاى ابراهيم كه
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
تفسير است از براى
فَأَتَمَّهُنَّ
بنا بر اين وجه ممكن است ضمير مستتر در
فَأَتَمَّهُنَّ
برگردد به خداوند يعنى خدا تكميل كرد امامت را بدعاى حضرت ابراهيم اما وجه اول آشكارتر است جاى ترديدى نيست كه تمام آيه بنا بر اين تفسير بر معنىاى كه ذكر شد منطبق مىشود بدون نارسايى و اشكالى .
بصائر : يونس بن ظبيان از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه شنيدم ميفرمود وقتى خداوند تصميم بگيرد امامى را از امام ديگر بيافريند فرشتهاى را ميفرستد كه آبى از زير عرش ميگيرد بعد مىرساند آن آب را به امام يا به او وامىگذارد چهل روز در رحم ميماند بدون اينكه چيزى بشنود پس از چهل روز مىشنود .
وقتى مادر او را زائيد خداوند همان فرشته را ميفرستد بر بازوى راست او مينويسد :
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
.
تفسير عياشى : جابر گفت : از حضرت باقر عليه السّلام راجع بتفسير اين آيه پرسيدم :
يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ
فرمود تفسير اين آيه در باطن اينست كه خدا اراده دارد يعنى هنوز انجام نداده و معنى
يُحِقَّ