نقطه تازه اى طلوع ، و در نقطه تازه اى غروب مىكند ، بنا بر اين به تعداد روزهاى سال مشرق و مغرب داريم ، و از سوى ديگر در ميان اينهمه مشرق و مغرب دو مشرق و دو مغرب در ميان آنها ممتاز است كه يكى در آغاز تابستان ، يعنى حد اكثر اوج خورشيد در مدار شمالى ، و يكى در آغاز زمستان يعنى حد اقل پائين آمدن خورشيد در مدار جنوبى است ( كه از يكى تعبير به مدار رأس السرطان و از ديگرى تعبير به مدار رأس الجدى مىكنند ) و چون اين دو كاملا مشخص است روى آن مخصوصا تكيه شده است ، علاوه بر اين دو مشرق و دو مغرب ديگر كه آنها را مشرق و مغرب اعتدالى مىنامند ( در اول بهار و اول پائيز هنگامى كه شب و روز در تمام دنيا برابر است ) نيز مشخص مىباشد كه بعضى رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ را اشاره به آن گرفتهاند و آن نيز قابل توجه است .
اما آنجا كه به صورت « مفرد » ذكر شده معنى جنس را دارد كه توجه تنها روى اصل مشرق و مغرب است بىآنكه نظر به افراد داشته باشد ، به اين ترتيب تعبيرات مختلف بالا هر يك نكته اى دارد و انسان را متوجه تغييرات مختلف طلوع و غروب آفتاب و تغيير منظم مدارات شمس مىكند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٦