كه هر گروهى كه با هم هستند به يكديگر نسبت و ارتباطى دارند ، و يا هدف واحدى را تعقيب مىكنند ، به جماعت و گروه « عزه » گفته شده .
به هر حال مشركان خود خواه و خودپرست از اين ادعاهاى بىاساس بسيار داشتند ، و مرفه بودن زندگى مادى خود را كه غالبا از طرق نامشروع و غارتگرى و مانند آن حاصل شده بود ، دليل بر بلندى مقامشان در پيشگاه خدا و محبوبيت نزد پروردگار مىپنداشتند ، سپس با يك مقايسه بىمعنى مقامات والايى در قيامت براى خود قائل بودند .
درست است كه آنها به « معاد » البته به آن صورتى كه قرآن بيان مىكرد .
عقيده نداشتند ، ولى گاه به صورت احتمال روى آن بحث مىكردند كه اگر معادى باشد ما در جهان ديگر چنين و چنان خواهيم بود ، شايد اين سخن را از روى استهزا نيز مىگفتند .
در اينجا قرآن مجيد به پاسخ آنها پرداخته ، مىگويد : « هرگز چنين نيست كه آنها وارد باغهاى پر نعمت بهشت شوند ، چرا كه ما آنها را از آنچه خودشان مىدانند آفريدهايم » ( * ( كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ ) * ) .
در حقيقت خداوند مىخواهد با اين جمله اولا غرور آنها را درهم بشكند ، زيرا مىگويد : خودتان بهتر مىدانيد كه ما شما را از چه چيز آفريدهايم ؟
از نطفه اى بىارزش ، از آبى گنديده و پست ، پس اينهمه غرور و نخوت براى چيست ؟ .
« ثانيا » پاسخى به استهزا كنندگان معاد مىگويد كه اگر شما در امر معاد شك داريد برويد و حال نطفه را بررسى كنيد ، و ببينيد چگونه از يك قطره آب بىارزش موجودى بديع مىسازيم كه در تطورات جنينى هر روز خلقت
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣