تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
ممكن است تعبير به « ظل » ( سايه ) اين تصور را ايجاد كند كه در آنجا سايه اى وجود دارد كه از سوزندگى شعله‌هاى آتش ، كمى مىكاهد ، ولى اين آيه بر اين پندار غلط خط بطلان مىكشد ، و مىگويد : اين سايه هرگز سايه اى كه شما تصور مىكنيد نيست ، سايه اى است سوزان و خفقان آور ، و بر خاسته از دودهاى غليظ آتش كه مىتواند گرماى شعله‌ها را كاملا منعكس كند ( 1 ) . شاهد اين سخن آيات سوره واقعه است كه در باره « اصحاب الشمال مىفرمايد : فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ وَظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ لا بارِدٍ وَلا كَرِيمٍ : « آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند ، و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا ، سايه اى كه نه خنك مىباشد ، و نه مفيد و آرام بخش » ( سوره واقعه 41 - 44 ) . بعضى گفته‌اند اين شعبه‌هاى سه گانه بازتابى است از تكذيبهاى سه گانه آنها نسبت به اساس دين ، يعنى « توحيد » و « نبوت » و « معاد » زيرا تكذيب معاد از تكذيب نبوت و توحيد جدا نيست . و بعضى گفته‌اند اشاره اى است به مبدءهاى سه گانه گناه « قوه غضبيه » و « شهويه » و « وهميه » آرى آن دود تاريك تجسمى است از تاريكيهاى شهوات :
ز تاريكى خشم و شهوت حذر كن كه از دود آن چشم دل تيره گردد !
غضب چون در آيد رود عقل بيرون هوى چون شود چيره جان خيره گردد !
سپس در توصيف ديگرى از آن آتش سوزان مىافزايد : « جرقه هايى از خود بيرون مىدهد مانند يك كاخ عظيم » ! ( * ( إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « لا ظليل » صفت است براى « ظل » و به همين جهت مجرور ذكر شده است . ( 2 ) « شرر » ( بر وزن ضرر ) جمع « شراره » به معنى اجزاء كوچكى است كه از آتش جدا مىشود ، و به هوا پرتاب مىگردد ، و از ماده « شر » گرفته شده است .