در بخش ديگرى از اين آيات به بيان قسمتى از آيات و نشانههاى آفاقى خداوند و نعمتها و مواهب او در جهان بزرگ مىپردازد كه هم دليل بر قدرت و رحمت واسعه او است ، و هم دليلى بر امكان معاد ، در حالى كه در آيات گذشته سخن از آيات انفسى و مواهب خداوند در آفرينش خود انسان بود .
مىفرمايد : « آيا ما زمين را مركز اجتماع انسانها قرار نداديم » ؟ ! ( * ( أَ لَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفاتاً ) * ) ( 1 ) .
« هم در حال حيات و هم مرگشان » ( * ( أَحْياءً وَأَمْواتاً ) * ) ( 2 ) .
« كفات » ( بر وزن كتاب ) و « كفت » ( بر وزن كشف ) به معنى جمع كردن و ضميمه كردن چيزى به يكديگر است ، و به پرواز سريع پرندگان نيز « كفات » گفته مىشود ، چرا كه به هنگام پرواز سريع بالها را جمع مىكند تا با سرعت بيشترى هوا را بشكافد و به پيش رود .
منظور اين است كه زمين قرار گاهى است براى همه انسانها ، زندگان را روى خود جمع مىكند ، و تمام حوائج و نيازهايشان را در اختيارشان مىگذارد ، و مردگان آنها را نيز در خود جاى مىدهد ، كه اگر زمين آماده براى دفن مردگان نبود عفونت و بيماريهاى ناشى از آن فاجعه اى براى همه زندگان به وجود مىآورد .
آرى زمين همچون مادرى كه فرزندان را دور خود جمع مىكند و زير
هامش
( 1 ) « كفاتا » مفعول دوم است براى « جعلنا » و مصدرى است كه به معنى اسم فاعل آمده است .
( 2 ) « * ( أَحْياءً وَأَمْواتاً ) * » حال است براى ضمير مفعولى محذوفى و در تقدير « كفاتا لكم احياء و امواتا » مىباشد .