ميان بود ، ولى ميان آنها و آنچه در اين آيه آمده است فرق بسيار است . زيرا از يك سو در آنجا ساقى « * ( وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ ) * » بودند ، اما در اينجا ساقى « خدا » است ، و چه تعبير عجيبى ؟ مخصوصا با تكيه بر كلمه « رب » خداوندى كه هميشه اين انسان را پرورش داده و مالك و مربى او است ، وى را در مراحل تكامل همواره به پيش برده تا به آخرين مرحله رسيده ، و اكنون نوبت آن است كه ربوبيتش را به حد اعلا برساند ، و با دست قدرتش از جام شراب طهور بندگان ابرار و نيكان را سيراب و سرخوش كند .
و از سوى ديگر « طهور » به معنى چيزى است كه هم پاك است و هم پاك كننده به اين ترتيب اين شراب ، جسم و روح انسان را از هر گونه آلودگى و ناپاكى پاك مىكند ، و آن چنان روحانيت و نورانيت و نشاط به او مىبخشد ، كه وصفش در هيچ عبارتى نمىگنجد ، حتى در حديثى از امام صادق ع نقل شده است :
يطهر هم عن كل شىء سوى اللَّه : « قلب و جان آنها را از همه چيز جز خداوند پاك مىكند » .
پردههاى غفلت را مىدرد ، حجابها را از بين مىبرد ، و انسان را شايسته حضور دائم در جوار قرب خدا مىكند ، نشئه اين شراب طهور از هر نعمتى برتر ، و از هر موهبتى بالاتر است .
اگر شراب آلوده دنيا عقل را زايل مىكند ، و انسان را از خدا دور مىسازد ، اما شراب طهورى كه با دست ساقى « الست » داده مىشود ، او را از « ما سوى اللَّه » بيگانه كرده ، غرق در جمال و جلال او مىكند .
كوتاه سخن اينكه لطفى كه در اين آيه و در اين نعمت نهفته است از همه برتر و بالاتر است .
هامش
( 1 ) مجمع البيان جلد 10 صفحه 411 .