سپس مىافزايد : « اين در حالى است كه آنها بر تختهاى زيبا تكيه كرده ، نه گرمى آفتاب را مىبينند ، و نه سردى هوا را » ( * ( مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً ) * « :
ذكر اين حالت ( تكيه كردن بر تختها ) اشاره به آرامش و راحتى كامل آنها است ، چرا كه انسان معمولا در حالت آرامش در چنين حالتى به سر مىبرد ، و ذيل آيه نيز اشاره به اعتدال كامل هواى بهشت است .
نه اينكه خورشيد و ماه در آنجا وجود نداشته باشد ، بلكه تابش ناراحت كننده خورشيد وجود ندارد ، با وجود سايههاى درختان بهشتى .
« زمهرير » از ماده « زمهر » به معنى شدت سرما ، يا شدت غضب ، يا سرخ شدن چشم بر اثر خشم ، مىباشد ، و در اينجا منظور همان معنى اول است .
در حديثى آمده است كه در جهنم نقطه اى وجود دارد كه از شدت سرما اعضاى بدن از هم متلاشى مىشود ( 1 ) .
« ارائك » جمع « اريكه » در اصل به تختهايى مىگويند كه در حجله عروس مىنهند و منظور در اينجا تختهاى زيبا و فاخر است .
« آلوسى » مفسر معروف اهل سنت در « روح المعانى » در حديثى از ابن عباس چنين نقل مىكند : بينا اهل الجنة فى الجنة اذا راوا ضوءا كضوء الشمس ، و قد اشرقت الجنان به فيقول اهل الجنة يا رضوان ما هذا ؟
و قد قال ربنا * ( لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً ) * ، فيقول لهم رضوان ليس هذا بشمس ، و لا قمر ، و لكن على ( ع ) و فاطمة ( ع ) ضحكا ، و اشرقت الجنان من نور ثغريهما ! : « هنگامى كه بهشتيان در بهشت هستند ناگهان نورى
هامش
( 1 ) « در المنثور » جلد 6 صفحه 300 .