مريض ، و گاه خود او ، از شدت ناراحتى صدا مىزند آيا طبيبى پيدا مىشود ؟
آيا كسى هست كه دعائى بخواند و اين بيمار رهايى يابد ؟ ! بعضى نيز گفتهاند معناى آيه اين است كه چه كسى از فرشتگان روح او را قبض مىكند و بالا مىبرد ؟ آيا فرشتگان عذاب ، يا فرشتگان رحمت ؟ ! و بعضى افزودهاند از آنجا كه فرشتگان الهى از گرفتن و بالا بردن روح چنين انسان بىايمانى كراهت دارند ملك الموت مىگويد : كيست كه روح او را بگيرد و بالا برد ؟
ولى تفسير اول از همه صحيحتر و مناسبتر است .
در آيه بعد به ياس كامل « محتضر » اشاره كرده ، مىگويد : « در اين حال او از زندگى به طور مطلق مايوس شده ، و يقين به فراق و جدايى از دنيا پيدا مىكند » ( * ( وَظَنَّ أَنَّه الْفِراقُ ) * ) .
« و ساق پاها به هم پيچيده مىشود » و لحظه مرگ فرا مىرسد ( * ( وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ ) * ) .
اين به هم پيچيدگى ، يا به خاطر شدت ناراحتى جان دادن است ، يا در نتيجه از كار افتادن دست و پا و بر چيده شدن روح ، از آنها .
براى اين آيه تفسيرهاى ديگرى نيز نقل شده است ، از جمله در حديثى از امام باقر ع مىخوانيم : التفت الدنيا بالآخرة : « دنيا به آخرت پيچيده مىشود » ( 1 ) .
و در تفسير على بن ابراهيم نيز همين معنى آمده است ( 2 ) .
هامش
( 1 ) و ( 2 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 465 .