چنان گروه اول را از خود بىخود مىكند كه دردهاى لحظه انتقال را احساس نمىكنند .
در حالى كه گروه دوم وحشت مجازات از يك سو ، و مصيبت فراق از دنيايى كه به آن دل بسته بودند از سوى ديگر ، دردهاى لحظه انتقال از دنيا را براى آنها مضاعف مىكند .
در حديثى از امام على بن الحسين ع مىخوانيم هنگامى كه در باره مرگ از آن حضرت سؤال شد فرمود « مرگ براى مؤمن مانند كندن يك لباس چركين پرحشره ، و گشودن غل و زنجيرهاى سنگين ، و تبديل آن به بهترين لباسها ، و خشبوترين عطرها ، و راهوارترين مركبها ، و مرفه ترين منزلهاى است و نسبت به كافر مانند كندن يك لباس فاخر ، و نقل مكان از منزلها مرفه ، و تبديل آن به كثيفترين و خشنترين لباسها ، و وحشتناكترين منزلها و عظيمترين عذابها است ( 1 ) .
در حديث ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم كه شخصى از حضرتش توصيف مرگ را خواست امام فرمود :
للمؤمن كاطيب ريح يشمه فينعس لطيبه و ينقطع التعب و الالم كله عنه ، و للكافر كلسع الافاعى و لدغ العقارب او اشد !
: « نسبت به مؤمن همچون عطر بسيار خشبويى است كه آن را مىبويد و حالتى شبيه خواب به او دست مىدهد ، و درد و رنج به كلى از او قطع مىشود ! و نسبت به كافر مانند گزيدن افعىها و عقربها و يا شديدتر از آن است » ! ( 2 ) .
به هر حال مرگ ، دريچه عالم بقا است ، چنان كه در حديثى از على ع آمده كه فرمود :
لكل دار باب و باب دار الآخرة الموت
: « هر خانه اى درى دارد
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » جلد 6 صفحه 155 .
( 2 ) همان مدرك - صفحه 152 .