انذارها مىگيرد .
نخست مىگويد : « مرا با كسى كه تنها آفريدم واگذار » ( * ( ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً ) * ) اين آيه و آيات بعد چنان كه در شان نزول گفتيم در مورد وليد بن مغيره مخزومى يكى از سران معروف قريش نازل شده است .
تعبير به « وحيدا » ( تنها ) ممكن است توصيفى براى خالق باشد ، و يا براى مخلوق ، در صورت اول نيز دو احتمال وجود دارد : نخست اينكه مرا با او تنها بگذار كه خودم او را كيفر شديد دهم ، يا اينكه من تنها خودم او را آفريدم و اينهمه نعمتها به او بخشيدم ، اما او نمكنشناسى كرد و در صورت دوم نيز دو احتمال وجود دارد : ممكن است اشاره به اين باشد كه او در شكم مادر ، و به هنگام تولد ، تك و تنها بود ، نه اموالى داشت و نه فرزندانى ، و اينها را همه بعدا به او بخشيدم يا اشاره به اينكه او خودش را « وحيد » ( شخص منحصر به فرد در ميان عرب ) مىناميد ، و مشهور است كه مىگفت انا الوحيد ابن الوحيد ، ليس لى فى العرب نظير ، و لا لابى نظير ! « من منحصر به فرد و فرزند منحصر به فردم ! در عرب نه نظيرى براى من وجود دارد و نه براى پدرم » ! ( 1 ) اين مطلب به عنوان استهزا در آيه تكرار شده است .
ولى از ميان همه اين تفسيرهاى چهار گانه تفسير اول از همه مناسبتر است
هامش
( 1 ) تفسير « فخر رازى » و « كشاف » و « مراغى » و « قرطبى » ذيل آيات مورد بحث ، از بعضى از روايات نيز استفاده مىشود كه « وحيد » به معنى بىپدر و فرزند نامشروع است ، ولى در اين روايت قرينه اى وجود ندارد كه تفسير آيه فوق باشد ، بعلاوه با دقت روشن مىشود كه اين معنى متناسب با آيه فوق نيست .