مطرح باشد .
ولى حق اين است كه ظاهر امر در جمله « فاقرؤا . . . » وجوب است چنان كه در اصول فقه بيان شده ) مگر اينكه گفته شود اين « امر » به قرينه « اجماع فقهاء بر عدم وجوب » يك امر استحبابى است ، و نتيجه اين مىشود كه در آغاز اسلام به خاطر وجود شرائطى اين تلاوت و عبادت شبانه واجب بوده ، و بعد هم از نظر مقدار و هم از نظر حكم تخفيف داده شده ، و به صورت يك حكم استحبابى آن هم به مقدار ميسور در آمده است ، ولى به هر حال وجوب نماز شب بر پيامبر اسلام ص تا آخر عمر ثابت ماند ( به قرينه ساير آيات قرآن و روايات ) .
در روايتى از امام باقر ع نيز مىخوانيم : حكم مربوط به دو ثلث از شب ، يا نيمى از آن ، و يا ثلث آن ، منسوخ شده ، و به جاى آن * ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ) * قرار گرفته است ( 1 ) .
قابل توجه اينكه سه نوع عذر در آيه مورد بحث ذكر شده كه يكى جنبه جسمانى دارد ( بيمارى ) و ديگرى جنبه مالى دارد ( مسافرت براى كسب و كار ) و سومى جنبه دينى دارد ( جهاد فى سبيل اللَّه ) و لذا بعضى گفتهاند از اين آيه استفاده مىشود كه تلاش براى معاش همرديف جهاد فى سبيل اللَّه است ! و نيز اين جمله را دليلى دانستهاند بر اينكه خصوص اين آيه در مدينه نازل شده ، چرا كه وجوب جهاد در مكه نبود ، ولى با توجه به اينكه مىفرمايد سيكون ( به زودى خواهد بود ) ممكن است اين جمله خبر از تشريع جهاد در آينده باشد ، يعنى چون عذرهايى در حال داريد و عذرهايى در آينده براى شما پيدا مىشود ، اين حكم به صورت دائمى در نيامد ، و به اين صورت با مكى بودن آيه منافات ندارد .
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد 5 صفحه 451 .