است ، و از اين گذشته موارد نقضى دارد كه پاسخ گويى از آن آسان نيست ، مثلا در ميان فقهاى ما مسلم است كه اگر « سارق » براى دفعه دوم دزدى كند ( بعد از آن كه حد براى او جارى شده باشد ) قسمت جلو پاى او را قطع مىكنند و پاشنه پا را سالم مىگذارند در حالى كه انگشت بزرگ پا نيز از اعضاى هفتگانه سجده است و همچنين در مورد « محارب » كه يكى از مجازاتهايش قطع قسمتى از دست و پا است .
سوم : اين كه منظور از « مساجد » همان « سجود » است ، يعنى همواره سجده بايد براى خدا باشد و براى غير او نمىتوان سجده كرد .
اين احتمال نيز خلاف ظاهر آيه است ، و شاهدى بر آن نيست .
از جمعبندى آنچه گفته شد استفاده مىشود كه آنچه موافق ظاهر آيه مىباشد همان تفسير اول است ، و تناسب كاملى با آيات قبل و بعد در مورد توحيد و مخصوص بودن عبادت براى خدا دارد ، و تفسير دوم ممكن است از قبيل توسعه در مفهوم آيه بوده باشد ، و اما تفسير سوم شاهدى براى آن وجود ندارد .
و در ادامه اين سخن براى بيان تاثير فوق العاده قرآن مجيد و عبادت پيامبر ص مىافزايد « هنگامى كه بنده خدا محمد ص به عبادت برمىخاست و خدا را مىخواند گروهى از جن سخت اطراف او جمع شدند » ( * ( وَأَنَّه لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّه يَدْعُوه كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْه لِبَداً ) * ) ( 1 ) .
« لبد » ( بر وزن پدر ) به معنى چيزى است كه اجزاى آن روى هم متراكم شده باشد ، اين تعبير بيانگر هجوم عجيب مؤمنان جن براى شنيدن قرآن در
هامش
( 1 ) مطابق اين تفسير ، و بنا بر اينكه اين جمله از سخنان مؤمنان جن باشد آوردن ضمير « غائب » به جاى « متكلم » از باب « التفات » است ، يا از اين نظر كه جمعى از آنها بيان حال جمع ديگرى را مىكردند ( دقت كنيد ) .